عصیان لکستانی پنجشنبه 27 آذر 1393 06:18 ب.ظ نظرات ()


کوه سرکشتی محل آرام گرفتن کشتی نوح و قبر حضرت آدم_(2)

توفان نوح به روایت سومریان و بابلیان :
جرج اسمیت، دانشمند انگلیسى و از کارکنان موزه بریتانیا، لوحه یازدهم‏منظومه گیلگمش را کشف کرد و کلید رمز آن را گشود. وى در روز سوم دسامبر ۱۷۸۲م طى‏بازدیدى از انجمن تازه تاسیس یافته «باستان‏شناسى کتاب مقدس‏» نطقى ایراد و در آن‏اعلام کرد که بر روى یکى از لوحه‏هاى کتابخانه کهن آشوربانیپال، پادشاه آشور در قرن‏هفتم ق‏م، داستان توفانى را خوانده که شباهت‏بسیارى با داستان توفان در سفر پیدایش‏دارد.
همان‏طور که گفته شد، کشف جرج اسمیت ریشه آشورى – بابلى داستان توفان نوح‏مذکور در تورات را بر همگان آشکار کرد. البته باید گفت داستان توفان بابلى هم به نوبه‏خود از افسانه‏هاى سومرى اخذ شده، با این تفاوت که روایت‏سومرى مختصرتر وپراکنده‏تر است، اما شکل بابلى آن داراى انسجام و شرح و بسط بیشترى است.
داستان توفان بابلى
این حماسه مشهور در دوازده‏لوح منقوش شده و در یازدهمین لوح آن داستان توفان آمده است. البته این نکته قابل ذکراست که از دوازده لوحى که به حماسه گیلگمش مى‏پردازد، لوحه یازدهم از همه‏طولانى‏تر و نسبت‏به الواح دیگر سالم‏تر باقى مانده است. و اینک خلاصه داستان توفان‏بابلى:

بزرگ ایزدان آنو (۲۵) ،انلیل، نینورتا (۲۶) و انوگى (۲۷) در شهر شوروپاک، که در سواحل فرات‏واقع است، گرد هم آمدند و بر آن شدند که زمین را طى توفانى غرقه سازند. اما اآ (۲۸) ،که‏در آن گردهمایى حضور داشت، به حال انسان دل سوزاند و راز تصمیم‏گیرى ایزدان را به‏کلبه‏اى نئین سپرد. همان گونه که اآ تصمیم گرفته بود، راز مزبور را یکى از ساکنان‏شوروپاک به نام اوتناپیشتیم شنید:

انسان شوروپاک، فرزند اوبارا – توتو (۲۹) ،خانه‏ات را ویران کن; کشتى‏اى بساز.

ثروت‏هایت را نجات بده; حیات خویش را بجوى;

و بذرهاى حیات را در آن انبار کن!(۳۰)

اوتناپیشتیم به پند اآ گوش فراداد و بى‏درنگ دست‏به کار شد. کشتى بزرگى ساخت‏که: «صد و بیست ذراع اضلاع آن، و صد و چهل ذراع ارتفاع آن بود.» (۳۱) اوتناپیشتیم بعدها سرگذشت‏خود را براى گیلگمش پهلوان چنین نقل کرده است:

وقتى از ساختن کشتى، که محوطه کف آن یک جریب و اندازه هر طرف عرشه آن‏یکصد و بیست ذراع بود و چهارگوشه‏اى ایجاد مى‏کرد، در مدت هفت روز فارغ شدم،در روز هفتم بدنه کشتى را قیراندود ساختم. آن گاه کسان و خاندان خود را به کشتى‏بردم، و نیز طلا و نقره و خزندگان مزرعه و دام و دد صحرا، اعم از وحشى و اهلى، وپیشه‏وران هر صنف را سوار آن کردم. چون زمانى که شمش (۳۲) ،ایزد خورشید، مقدر کرده‏بود، با گفتن «غروب، وقتى که خالق توفان رگبار نیستى نازل مى‏کند، داخل کشتى شو وتخته‏هایش را محکم ببند» (۳۳) به سرعت فرا رسید، پس من به درون کشتى رفتم و درها رامحکم فروبستم.

لحظه موعود نزدیک شد. از افق ابرهاى سیاهى برخاست و رعدى هولناک در محلى‏که اداد (۳۴) ،خداوندگار توفان، حکم و «هنیش‏» (۳۶) پیش‏قراولان توفان در حرکت‏بودند. سپس خدایان مغاک‏ژرف برآمدند; نرگال (۳۷) موانع آب‏هاى زیرزمینى را برداشت; نینورتا، خداوندگار جنگ،سدها را در هم شکست و هفت داور جهنم «انوناکى‏» (۳۸) مشعل افراشتند و همه‏جا را با نورکبود آن روشن کردند. فریاد سرگشتگى و اندوه وقتى که خدایان توفان روشنى روز را به‏تاریکى بدل کردند، وقتى که او سرزمین را چون جامى درهم شکست، به آسمان‏برخاست. (۳۹) یک روز تمام توفان خشمناک به هر سو رفت و آشوب به پا کرد. سیلاب تمام‏سطح جهان را فرا گرفت و آب از قلل کوه‏ها بالاتر رفت و آب جاروى فنا بر روى نوع‏انسان کشید. هیچ کس به یاد دیگرى نبود و هیچ کس اقت‏سربرداشتن و برآسمان‏نگریستن نداشت. حتى خدایان از سیل به هراس افتادند و به اوج آسمان، به بناى استوار«آنو» گریختند. آنها چون سگ‏ها به لانه‏ها خزیدند و در کنار دیوارها قوز کردند. سپس‏ایشتر (۴۰) ،ملکه خوش‏آواى آسمان، چون زنى در هنگام زایمان فریاد زد: «افسوس که‏روزگار کهن به خاکستر تبدیل شده است، چرا که اراده‏ام بر شر قرار گرفت. چرا درهمراهى با خدایان به شر حکم راندم؟ جنگ‏ها را مامور نابودى مردمان کردم; اما آیا آنهامردم من نبودند، چون من مایه اعتلاى آنان شدم؟ اینک آنان چون تخم ماهیان در آب‏پراکنده‏اند.» (۴۱) خدایان بزرگ آسمان و دوزخ گریستند و چهره خود را پوشاندند.

شش روز و شش شب باد وزید. با آغاز سپیدهروز هفتم توفان از سمت جنوب‏فروکش کرد. دریاها ساکن شدند و سیلاب خاموش گشت. من دریچه کشتى را گشوده،به آن دریاى بى‏کران نظر افکندم و شیون و زارى آغاز کردم، ولى همه آدمیان در گل فرورفته بودند. به عبث در جست و جوى زمین نگریستم، چرا که در هر سو آب بى‏حاصل‏بود. لیکن چهارده فرسنگ آن‏سوتر کوهى نمایان شد و در آن جا کشتى پهلو گرفت. روى‏کوه نیسیر (۴۲) کشتى ثابت ماند. کشتى شش روز روى کوه نیسیر ماند و تکان نخورد …

روایت قرآن :

در یکی از آیات قرآن آمده است : وَقِیلَ یَا أَرْضُ ابْلَعِی مَائَکِ وَیَا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِیَ الَامْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ(سوره هود/ ۴۴)؛ و گفته شد : ای زمین ! فرو خور آب خویش ، و ای آسمان ! بایست و مبار بیش از این، و(آ شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که “نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت.” آنگاه آب کاسته شد و عذاب به پایان رسید و کشتی برکوه جودی قرار گرفت.
کوه نیسیر در سلسله جبال زاگرس:

در تاریخ ماد آمده است : آشورناسیراپال بر علیه پیشوای قبیله ناسیکو به نام آکدی نورآداد که مردم زاموا را گرد خویش متحد ساخت لشکر کشی کرد و با نیروی عظیمی که از لحاظ تعداد بر نور آداد برتری داشت از گردنه بابیته گذشت و به مرکز زاموآ نفوذ کرد.و نورآداد به روش دیرین به کوهها پناه برد.آشورناسیراپال تا کوه نسیر به زبان لولویی کی نی پا به پیش راند. بنابر روایات آشوری و بابلی کشتی نوح بر این کوه متوقف گشت.(دیاکونوف ،کتاب تاریخ ماد ،ص ۱۵۱)

ودر جایی دیگر می نویسد :زاموآی خارجی از داخلی توسط کوه کولار رشته اصلی جبال زاگرس جدا می شده.کولار در زبان محلی به معنای کوه بوده و کولار ظاهرا در اسم یکی از قلل زاگرس یعنی کولار داغ محفوظ مانده است .(ص ۴۹۰همان منبع)

ص ۱۵۴ همان منبع می گوید : منطقه زاموآ تحت سلطه موقتی کاسیان (بومیان زاگرس)بوده است.آشوریان بعد از آنکه پایگاه جنگی در زاموآ ایجاد کردند از قلل مرزی زاگرس به نقاط دور دست داخلی آن نفوذ کردند.

وقتی صحبت از این است که آشوریان رشته کوه زاگرس را پشت سر گذاشتند می توان گفت به دشت های بعد از رشته کوه گرین (زاگرس میانی) رسیده اند وپادشاه شکست خورده به کوهها پناه می برد پس در ادامه باید کوه مرتفعی بعد از این دشت وسیع باشد. در سلسله‌کوه‌های گرین کوهی قرار دارد به نام «سرکشتی»، این کوه ۲هزار و ۸۰ متر ارتفاع دارد. که با فاصله بعد از دشتی موسوم به شهر دلفان قرار گرفته است .
امروزه رشته کوههای سرکشتی دلفان با فاصله از رشته کوه های گرین (از سلسله جبال زاگرس) قرار دارد .در سالنامه های آشور ناسیراپال آمده است که در مسیر چند نقطه مسکونی وجود داشته که یکی بنام اوزه uze با نام قدیم شهر نورآباددلفان بنام آیزه در دشت بعد از کوه گرین شباهت دارد.و ص ۴۸ همان منبع ذکر می کند :گمان می رود که آشوریان به هنگام این لشکرکشی به مرز لرستان کنونی و شاید هم آنچه بعد ها الی پی نامیده می شود و ناحیه نزدیک کرمانشاه کنونی رسیده اند.(این منطقه در لرستان کنونی و تقریبا در مرز کرمانشاه قرار دارد )

اما در روایت قرآن از کوه جودی نام می برد و در اصطلاح محلی منطقه سرکشتی نام قله جودکوه یا همان کوه جودی است. ودر نزدیکی آن زیارتگاهی به زبان محلی نونویی که شبیه واژه نوح نبی است وجود دارد.بنابراین طبق تحقیقات احتمال فرود کشتی در آرارات ترکیه منتفی و احتمال فرود آن در ایران قوی تر است و طبق روایت آشوریان وبابلیان و سومریان فرود آن برزاگرس در کوه نیسیر در سلسله جبال زاگرس محرزاست و دراین محدوده تحقیقا بجز غرب شهرستان دلفان در کوه سرکشتی هیچ گزینه دیگری مطرح نیست .

اما نتیجه تحقیقات در اثبات این مدعا :

دکتر علی‌اکبر افراسیاب‌پور در مقاله نوح و نوحاوند،۱۳۷۹می گوید:توفان نوح مقابل رشته کوه‌های زاگرس آرام شده و کشتی نوح در کوه «سرکشتی» به گل نشسته است.

این مقاله به بنیاد نوح‌شناسی آمریکا فرستاده می شود و پس از چندی گروهی سه نفره از آمریکا به ایران می آیند. از زبان آقای دکتر افراسیاب پور عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی تهران: ״با یکی از آنها به کوه «سرکشتی» رفتم و منطقه را نشانشان دادم. در آنجا سنگ‌های بسیار عجیبی را پیدا کردیم که مانند حلقه‌های زنجیر بود و همچنین قبرهایی مربوط به پیش از اسلام. دو قبر در بالای کوه «سرکشتی» وجود دارد که به اعتقاد من یکی قبر نوح و دیگری احتمالا قبر حضرت آدم است.
در قلب رشته‌کوه زاگرس، کوهی به نام «گرین» قرار گرفته است. این کوه از شمال نهاوند شروع و تا شمال غرب این شهر ادامه دارد. رود معروف «گاماسیاب» که سرچشمه رود کرخه است از این کوه سرچشمه می‌گیرد. با مطالعاتی که انجام دادم به اسناد و مدارکی پی بردم که در آنها گفته شده بود «نهاوند» همان «نوح،‌آب‌، بند» است و به علت کثرت استفاده طی سال‌های دور از «نوح آب‌بند» به «نهاوند» تغییر یافته است.
اگر به رشته‌کوه زاگرس توجه کنید،‌ متوجه خواهید شد که این رشته‌کوه مانند دیواری است که هر دوطرف آن دشت قرار دارد شکل این رشته‌کوه به خوبی نشان می‌دهد که اگر در منطقه بین‌النهرین توفانی روی داده باشد این کوه آن را مهار کرده است چون اصلی‌ترین دیواره‌ای است که می‌تواند از سر راه آن توفان قرار گرفته باشد.
می‌بینید که قرآن اشاره می‌کند که جودی محل به گل نشستن کشتی نوح است. با گسترش پژوهش‌ها متوجه شدم طایفه‌ای به نام جودی و جودکی آن منطقه زندگی می‌کنند. هم‌اکنون هم افراد زیادی در سراسر ایران نام خانوادگی «جودی» یا «جودکی» را دارند. ״
اما اسناد تاریخی :
ویلکاکس یکی از باستان‌شناسانی است که در منطقه بین‌النهرین پژوهشی انجام داده و فرضیه‌ای را عنوان می‌کند که براساس آن طغیان رود فرات منشا توفان نوح بوده است. آب بالا آمده و کوهستان زاگرس را فراگرفته و زاگرس همچون سدی جلوی این آب ایستاده است.

یکی از جغرافی‌دانان به نام پاپلی‌ یزدی در کتاب فرهنگ آبادی‌ها صفحه ۸ درباره کوه سرکشتی نوشته است: «سرکشتی محل به گل نشستن کشتی نوح است و در غرب منطقه دلفان رشته کوهی است مربوط به دوران اول و دوم. مرحوم حاج‌حیدر که کهن‌سال‌ترین مرد قبیله بود درباره وجه تسمیه این کوه گفت: پس از فرو نشستن توفان نوح، کشتی نوح بر بالای این کوه به گل نشست و از حرکت باز ایستاد.»
هنری راولینسون دانشمند آشورشناس در سال ۱۸۳۸ نوشته است: در ۲۵ماه مه به کوه زیبای «چهل نابالغان» رسیدیم که از طرف غرب به یک سلسله کوه مرتفع به نام سرکشتی می‌رسد. لر, ها معتقدند کشتی نوح پس از توفان در آن جا به گل نشسته است.»
نتیجه گیری

اگر این ادعا اثباط قطعی گردد ، قبر حضرت نوح و محل فرود مشهورترین کشتی تاریخ که در همه ادیان ذکر شده است میزبان میلیونها جهانگرد از سراسر جهان خواهد شد.و رونق اقتصادی و اجتماعی درایران بویژه این منطقه محروم را به دنبال خواهد داشت .متاسفانه همچنین موضوعاتی نیازمند پیگیری مصرانه مسئولین است و بصورت خودجوش از هیچ نهادی پیگیری نمی گردد.لذا این وظیفه خطیر بر عهده مسئولین گردشگری و نمایندگان مجلس است که با توجه به درجه اهمیت آن ابتدا در قالب پروژه تحقیقاتی مطرح شده و درادامه مسئولین کشوری را متقاعدنموده و جهت تبلیغات ومعرفی و همچنین عمران و توسعه آن جهت بازدید گردشگران تسهیلات ویژه اخذ شود.به امید آن روز که از خواب غفلت بیدار شویم وبخاطر مسامحه کاری این میراث گرانبها را به کشورهای دیگر تقدیم نکنیم .

منابع

- ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

- تفسیر المنار،چاپ مصر،رشید رضا،ص ۷۵٫

- تفسیر انوار التنزیل، قاضی بیضاوی، ج ۱، ص ۴۶۸ .

- تفسیر مجمع البیان علامه طبرسی ، ج ۵ ، ص ۱۶۵٫

- تورات؛ سفر پیدایش ۸ : ۴٫

- دایرة المعارف اسلامی ، ج۱ ، ص ۲۷۸٫

- دکتر علی اکبر افراسیابی ،نوح و نوحاوند ،۱۳۷۹

- سایت فریا

- سید حسن حسینى (آصف)،کشتی نوح