عصیان لکستانی سه شنبه 9 دی 1393 06:20 ب.ظ نظرات ()



سیوندی ها لک های پارس

عصر دوازدهم فروردین یکهزار و سیصد و نود خورشیدی است هوا بس دل انگیز و مفرح است دشت خرم مرودشت با این همه آثار گرانبهای دوران باستان ایران ماه نخست بهاری را تجربه می کند در نفس نسیم بهاری غنچه ها در زایش اند

و غرور منددر هیاهوی آذین بستن نگین ایران باستانند سرزمین کورش و داریوش شناسنامه ی تمدن ایران زمین است هر ایرانی با تماشای تخت جمشید وسایر آثار باستانی دوران هخامنشیان بر خود می بالد و از شکوه گذشته اش نیرو می گیرد ساعتی چند در منطقه ی نقش رستم اطراق نموده وپس از دیدن گورهای باستانی جایگذاری شده در سینه ی صخره های سترگ و نقش تعظیم پادشاهان عرب و روم در برابر شاپور و وتماشای مکانی منتسب به کعبه زرتشت شوق دیدار آرامگاه کورش بزرگ هر لحظه قرار از کف ربوده و وسوسه امان می کند راه فرعی را تا رسیدن به بزرگراه شیراز اصفهان باز می گردیم و در مسیری به سوی پاسارگاد به پیش می رویم پس از مدتی با مشاهده ی دور شدنمان از بزرگراه در می یابیم که راهی فرعی برگزیده ایم و ناچار باید برگردیم پس مترصد فرصتی هستیم تا دور زده و به بزرگراه بپیوندیم اما با دیدن تابلویی مسیر ما عوض می شود، از مدتها پیش وصف سیوند و مردمان اصیلش مرا وسوسه ی دیدار از این منطقه ی باستانی نموده بود و یکی از اهداف قبل از سفرم به استان فارس هم دیدار از سیوند بود اما نا آشنایی با جغرافیای منطقه باعث آن شد تا این مهم به فراموشی سپرده شود اکنون دریافته بودم که بیراهه نیامده ام و یکی از آرزوهای همیشگی ام در شرف تحقق بود بی هیچ تعللی مسیر را ادامه دادم در راه از چند روستا گذشته و از چند نفر راهنمایی طلبیدم تا اینکه پس از مدتی و از پس گردنه ای شهر کوچک سیوند در مقابلم نمایان شد سیوند در دامنه ی کوهی قرار دارد و می توان گفت در احاطه ی چندین کوه قرار گرفته است سیوند منطقه ای خوش آب و هواست که در 75 کیلومتری شمال شیراز در مسیر شیراز به اصفهان و نرسیده به سعادت شهر واقع شده است موضوع جالب آنکه زبان سیوند زبانی خاص و متفاوت با بقیه ی زبانها ی آن منطقه است و با هیچکدام از گویش های استان فارس شباهت نداردنزدیک یک سوپر مارکت توقف نموده و به طرف شخصی که آنجا بود رفتم و پس از احوالپرسی و تبریک سال نو هدف خود را بیان نمودم و از وی در مورد زبان سیوندی پرسیدم ایشان که مردی میانسال بود با خنده ای گفت من زبان سیوندی می فهمم اما بر ان مسلط نیستم و بهتر است از ان چند پیرمرد که در کنار دیوارند پرسش نمایی از وی تشکر نموده و به طرف پیرمردها رفتم با آنها احوالپرسی نمودم و خودم را معرفی نموده و گفتم کوهدشتی ام و زبانم لکی است و دوست دارم در مورد شباهت های سیوندی و لکی بدانم یکی از آنها به فارسی گفت: اول با این افراد کمی به زبان خودت حرف بزن ببینم می توانید زبان هم را بفهمید پیرمردها کم حرف و شاید هم منتظر چگونگی آغاز گفتگو بودندمن چند واژه از آنها پرسیدم که یکی از انها شروع به بیان چندین واژه نمود از جمله اینکه گفت ما به زن ،ژن و مادر، دا و دایی، هالو می گوییم دیگری گفت نژاد ما اصالتا مادی است و ما فارس نیستیم اما اطلاع چندانی از چگونگی اسکان در این منطقه ندارم و دیگری گفت این از حکمت خداست که ما در میان سرزمینی هستیم که همه فارسی حرف می زنند اما ما آن زبان اصلی خود را تا کنون حفظ نموده ایم مردی که در ابتدا سخن گفت و تا کنون نیز ساکت مانده بود دوباره شروع به سخن گفتن نمود آنچنان که من برای مدتی مبهوت سخن گفتنش شدم زیرا این مرد به زبان لکی خالص با من سخن می گفت آنهم در شهرکی در استان فارس .احساس وصف ناشدنی وجودم را فرا گرفت و سراپا مجذوب سخن گفتن آن شخص شدم مدتی از گفتگویمان نگذشته بود که دریافتم این شخص حدود 50 سال پیش ساکن منطقه ی سراب دوره بوده و پس از پیوستنش به نیروهای نظامی در آنجا ماندگار شده است و هم اکنون نیز بازنشست شده بود جالب تر آنکه حتی برخی از مردم کوهدشت را می شناخت با این اوصاف و هر چند فرصت کافی دست نداد تا بیشتر در موردزبان سیوندیها بدانم اما مطمئن بودم که می توانم به راحتی ارتباط زبان لکی با سیوندی را دریابم زیرا بسیاری از واژه های آنها همان واژه های لکی بود زبان مردم سیوند :

زبان مردم سیوند از گویش های ایرانی گروه شمالغربی است در حالی که فارس در جنوب غرب ایران واقع شده است.

حتی لهجه فارسی سیوندی ها با لهجه ی اهالی نزدیک ترین روستاها به سیوند کاملاً متفاوت و متمایز است.

شباهت گویش سیوندی به برخی زبان های غیر زنده از جمله مادی، سکایی غربی، پهلوی اشکانی که همه متعلق به شمال و شمال غربی ایران بزرگ هستند. به نظر می رسد که بازیابی هویت قومی سیوندکاری بسیار مشکل است و باید در غرب ایران از کردستان تا لرستان به دنبال این هویت گشت. از نظر نژادی هم بنابراین باید گفت سیوندی ها فارسی نیستند بلکه از زیر شاخه های کرد یا لک می باشند و در ضمن عشایر بوده اند نه روستایی یا شهری. چنانکه در دوره صفوی در سپاه صفوی کار نظامی می کرده اند و وجود سنگ قبرهای مربوط به سیوندی ها در جوار امامزاده عقیل که عنوان قائد دارند شاهد این مدعاست زیرا قائد یک منصب نظامی است.