عصیان لکستانی دوشنبه 20 بهمن 1393 03:07 ب.ظ نظرات ()


(the American cyclopedia)قسمت 1 قومی مظلوم

(the American cyclopedia) به معنی دایره‌المعارف. در این کتاب آمده‌است 3 قوم اصلی ایران را: ترک‌ها،، لک‌ها و عرب‌ها تشکیل می‌دهند. در این کتاب ذکر شده‌است: لک‌ها از خون ایرانیان اصیل هستند.

در کتاب (نظری اجمالی بر آداب و زندگی ایرانیان) نوشته‌ی خانم ماری شیل که در لندن چاپ شده آمده است: لک‌ها دارای زیر شاخه‌هایی هم‌چون لرها و بختیاری هستند.

در کتاب دایره‌المعارف تألیف عبدالحسین سعیدیان در باره‌ی ساکنان زاگرس چنین آمده است: به‌طوری که از اسناد بابلی، عیلامی، آشوری و غیره معلوم می‌شود از هزاره‌ی سوم پیش از میلاد بلکه قبل از آن مردمی در کوهستان‌های زاگرس سکونت داشتند و کسی از سرمنشأ آن‌ها آگاه نیست که آن‌ها در چه تاریخی و در نتیجه چه حوادثی به این محال آمدند.

گروهی از دانشمندان آن‌ها را (آزیاتیک) خوانده‌اند و برخی دیگر از نژاد آریایی.

ده‌ها و بلکه بیش‌تر از ده‌ها سند و نوشته و آثار تاریخی دیگر وجود دارد که گویای حضور مردمانی در این نقطه از سرزمینمان است که از قرن‌ها قبل از میلاد در این‌جا می‌زیسته‌اند که چنان‌چه بخواهیم به تک تک این اسناد اشاره کنیم مثنوی هزار من کاغذ می‌خواهد و جالب این که همه و یا اکثر قریب به اتفاق مورخین از قومی در این نقطه از سرزمینمان سخن به میان آورده‌اند که کسی از تاریخچه پیدایش و سرنوشت آن‌ها چیزی نمی‌داند

لابد می‌خواهید بگویید آن قوم لک‌ها هستند؟

بی‌تردید، لک‌ها بازماندگان قوم ماد هستند. قومی که به جرئت می‌توان گفت در تاریخ ما گم شده‌اند و اثر و خبر چندانی از آن‌ها در دسترس نیست.

چرا؟

دلایلی دارد که خدمتتان عرض می‌کنم، ببینید تنها به این دلیل که چون کسی از تاریخچه و سرنوشت این قوم اطلاعی ندارد نیست که می‌گوییم لک‌ها از نخستین ساکنین این منطقه بوده‌اند، شواهد فراوانی وجود دارد که خیلی راحت مشخص می‌کند این قوم گم شده‌ی در تاریخ، قومی جزء لک‌ها یعنی بازماندگان مادها نبوده و نیستند. زبان، موسیقی، آثار به جای مانده از دوران‌های گوناگون و متعدد تاریخی در این منطقه و ده‌ها دلیل و شواهد دیگر وجود دارد که حکایت از این امر می کند و چنانچه نگاه موشکافانه‌ای به اوراق تاریخ بیندازیم به سهولت متوجه این امر می‌شویم. من از شما سؤال می‌کنم پارس‌ها از چه زمانی و با شکست دادن کدام قوم امپراتوری بزرگ خود را پایه‌ریزی کردند؟ آن قوم مغلوب کدام قوم بودند؟ چرا اثر و خبر آشکاری از آن قوم و تمدنی که داشتند در تاریخ یافت نمی‌شود و اصلاً چرا یافت نمی‌شود؟

خوب بحث‌های زیادی در این خصوص وجود دارد. ولی قصد شما از بیان این مسایل چیست؟

می‌خواهم شما را متوجه یک جریان مهم تاریخی بکنم، جریانی که همیشه کوشیده است تاریخچه‌ی شکست مادها به دست پارس‌ها را مخفی نگه دارد و در همین رابطه هیچ بحث منطقی و قانع کننده‌ای تا آن‌جایی که من اطلاع دارم از این برهه‌ی عظیم تاریخ سرزمین ما وجود ندارد. مورخین ما هرگاه به این بخش از تاریخ رسیده‌اند، خیلی زود و بدون توضیح واضح و روشنی از آن عبور کرده‌اند. حتا در عصر حاضر، یعنی زمانی که قرار بر این شد تاریخچه‌ای از تاریخ قدمت پادشاهی در ایران ارایه گردد و مورخین فراوانی در این خصوص به کار گرفته شدند، نتیجه‌ی کار آن‌ها این شد که مبنا و مبدأ تاریخ پادشاهی یا به گفته‌ی دیگر تاریخ تمدن در ایران را سال سلطنت کوروش قرار دادند. یعنی در عصر حاضر هم توسط سلسله‌ی پهلوی حاضر نشدند بحثی از تمدن مادها به میان آید و باز هم این واقعیت بزرگ تاریخ ایران زمین کتمان شد و مبنا را در آن زمان تاریخ ۲۵۰۰ ساله که بعدها به ۲۵۰۰ سال پادشاهی در ایران معروف شد، معرفی کردند. انگار کوروش ناگهان قدم به عرصه ی وجود گذاشت و تمدن بزرگی را با خود از آسمان به زمین آورد و ماقبل آن خلأ مطلق بوده است و بس؟!!

چرا؟

نکته همین جاست. چرا؟ ببینید ما در تاریخ به طور کلی به نکته نظرات فراوانی از جانب مورخین زیادی بر می‌خوریم. مشکلی که در این خصوص وجود دارد آن است که کسانی با اغراض خاص سیاسی و یا افراد مبتدی و تازه وارد به محض این که کتاب تاریخی را دستشان می‌گیرند و می‌خوانند بی‌چون و چرا نکته نظرات آن مورخ را می‌پذیرند و گمان می‌برند هر چه هست همان است که آن مورخ در آن کتاب بیان کرده است، حال آن که چنین نیست و در مورد هر واقعه‌ی تاریخی خصوصاً وقایعی که به گذشته‌های دورتر بر می‌گردد، مورخین زیادی نظرات متفاوت و حتا متناقضی را بیان می کنند. خواننده در این خصوص باید زیرک و حرفه‌ای باشد و نظرات دیگر مورخین را نیز بخواند و چنانچه بخواهد قضاوت نسبتاً درستی از این همه نظرات متفاوت و متناقض داشته باشد اصولاً باید تاریخ زیاد بخواند تا جایی که بتواند خود را به مقام منتقد تاریخ برساند. به این معنی که به اندازه ای اطلاعات تاریخی داشته باشد که بتواند تاریخ را تفسیر و تحلیل نماید. بحثی که در این‌جا می خواهم با شما مطرح کنم از این مقوله است. از آن‌چه من در لابلای اوراق کتب تاریخی و شواهد عینی تا کنون دست‌گیرم شده در رابطه‌ی با این سوال شما، آن است که لک‌ها همان بازماندگان مادها هستند. می‌دانیم که مادها تمدن بزرگی را در اطراف و اکناف رودخانه‌ی سیمره به‌وجود آوردند و همین‌ها بودند که برای نخستین‌بار با برگزیدن شخصی به نام (دیااکو) – البته دیااکو نیز خود صفتی است که برای بزرگان آن روزگار به کار می‌بردند- توانستند نخستین تشکیلات حکومت یا دولت سیاسی را در این منطقه پایه‌ریزی کنند و آن‌ها این کار را جهت مقابله‌ی با دشمنان جنوبی خود انجام دادند و پس از پیروزی بر آنان سرزمین خود را تا هگمتانه و حتا شمال نیز گسترش دادند. خوب سرنوشت این قوم چه شد؟ آخر و عاقبتشان به کجا کشید و آن‌ها بر اثر چه حوادث و رخدادهایی از میان رفتند؟ می‌دانیم که اکثر مورخین در این نقطه نظر متفق‌القولند که قوم ماد را قوم پارس شکست داد و از میان برداشت. ولی همین مورخین از این جا جلوتر نرفته و بحثی در رابطه‌ی با آن قوم مغلوب و تاریخ تمدن آن‌ها و چگونگی از بین رفتنشان به دست پارس‌ها به میان نمی‌آورند. چرا؟ دلایلی دارد.

مادها از پارس‌ها شکست خوردند و تمدن ماد از میان رفت، خوب بعد؟

نخیر خوب بعد نه. اتفاقاً اصل بحث من همین جاست.اجازه بدهید بر خلاف معمول همیشگی این‌جا توقفی بکنیم و موضوعی را که همیشه کتمان شده‌است، کمی باز کنیم، متاسفانه این همان شیوه و یا معضلی است که ما با آن مواجه هستیم؟! و اتفاقاً جان کلام من هم در همین نکته نهفته است که می‌خواهم در این‌جا یک‌بار و برای همیشه آن را روشن کنم. ما عادت کرده‌ایم همیشه به این نقطه از تاریخ سرزمینمان که می‌رسیم، فوری نگاهمان را از گذشته می‌گیریم و خیلی زود و اتوماتیک‌وار متوجه آینده می‌کنیم و همین مشکل باعث گردیده ما اولاً حقیقت بزرگی را کتمان کنیم، حقیقتی که منجر به گم شدن قسمت بسیار بزرگی از تاریخ تمدن سرزمینمان و به‌طور کلی جهان شده است و خلأ بزرگی را در تاریخ ما به‌وجود آورده است و دوم این که ما چشم خود را بر روی تمامیت یک تمدن بزرگ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که حالا توسط پارس‌ها از میان رفته است فرومی‌بندیم و این همان چیزی است که مورد نظر من است. چرا که کسی به حکایت شکست مظلومانه‌ی مادها از پارس‌ها که من می‌خواهم از آن نه تنها به عنوان یک شکست بلکه به عنوان یک تراژدی بزرگ تاریخی نام ببرم یاد نمی‌کند؟! تراژدی که به دلیل به فراموشی سپرده شدنش بار دیگر تبدیل به یک نمایش‌نامه تراژدی درام می‌شود و خلأ بزرگی را درتاریخ ما رقم می‌زند و ناگهان ما را با یک خلأ هولناک و گنگ و تاریک گرفتار می سازد. می‌خواهم بگویم تمدن مادها با همه‌ی بزرگی و شکوه و جلالی که داشت یک‌باره به دست فراموشی سپرده شد و ناگهان برای همیشه مدفون گردید و دیگر کسی از آن سخنی به میان نیاورد که این تمدن چه بود؟ چه ویژگی‌هایی داشت؟ و از ساختار آن که بر اساس عدالت و انسان‌محوری و توجه به کمال انسانی و محیط زیست بنا گردیده بود هیچ تحقیق و پژوهش قابل توجهی به‌عمل نیامد و به فراموشی سپرده شد.