تبلیغات
نشریه استان لکستان - حکایت وئژ بگری وژ بئری(خود بگیرد خودش بخورد)
 
درباره وبلاگ


اقوام لک زبان
معرفی قوم لر به عنوان بزرگترین قوم لک زبان
قوم لر یکی از اقوام لک زبانی است که در زاگرس زندگی میکنند
که از قواعد ودستور زبان لکی استفاده میکنند
در کتاب جامعه شناسی کنگره آمریکا لر بزرگترین قوم لک زبان معرفی شده که به دو گویش بهداروندی(بختیاری)و اندیمشکی تکلم میکنند زبان لکی دارای گویش های متفاوتی است که هم مانند هر زبان دیگری دارای گویش های متفاوتی است در زبان آلمانی گویش هانفری ومونیخی که از دستور زبان و قواعد زبان المانی استفاده میکنند اما هیچ گاه گویش هم را متوجه نمی شوند این از ساختار های زبانی است که با داشتن قواعد ودستور زبان یکسان گویش ها متفاوت باشند دلیل آن لهجه و واژگان هر گویش است زبان لکی دارای١٢گویش در سراسر جهان است که از ساختار ودستور زبان لکی استفاده میکنند زبان لکی از زبان های در جهخان است که دارای کد استاندارد زبانی از سوی نهاد زبان شناسی سازمان ملل است از تقسیمات زبانی این است که براساس دستور زبان وقواعد وگرامری حدود یک زبان مشخص میگردد

مدیر وبلاگ : ایران لکستانی
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نشریه استان لکستان
استان لکستان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

اندر حکایت شاه ایران کریم خان زند لکستانی

ماجرای کریم خان و پرنده ی شکاری 

وژه مه گری و وژه مه ری

خودش می گیرد و خودش می خورد

قوش کریم خانی؛ خودش بگیرد و خودش بخورد!

شاهان و رجال ایران غالباً عاشق شکار بوده اند و برای صید پرندگان و حیوانات وحشی، قرقی- قوش، شاهین، باز، سُنقر و چرغ و غیره را برای صید تربیت می کردند. از اطراف و اکناف هم اشخاص گاهی از این مرغان شکاری برای تقدیم می آوردند.
از جمله وقتی برای کریم خان زند- سر دودمان سلسله زندیه- که مطلقاً اهل تجملات پرخرج نبود قوشی زیبا به عنوان تحفه آورده بودند.
کریم خان از بازیار پرسید: خوراک این قوش چیست و چگونه باید از این حیوان پذیرایی کرد؟
بازیار جواب داد: این قوش روزی دو وعده غذا می خورد، هر وعده باید گوشت یک مرغ بزرگ یا دو کبوتر به او داد. در فاصله دو وعده غذا اگر مقداری از انواع تنقلات نیز به او داده شود، در فربهی و سلامتش بی اثر نخواهد بود.
محل این قوش باید قفس بالنسبه بزرگ و بسیار زیبا باشد.
روزی یک بار هم باید او را شستشو دهند تا گرد و خاک که بر سر و رویش نشسته زدوده گردد.
کریم خان مجدداً پرسید: بگو ببینم این حیوان زبان بسته در ازای این همه تیمارداری و پرستاری چه فایده دارد؟
بازیار جواب داد: هرگاه وکیل الرعایا قصد شکاری کند و تصادفاً کبک یا کبوتری از دور ببیند، قوش را رها می کنند و این قوش احتمال دارد یکی از پرندگان را صید کند و به حضور سلطان بیاورد و همچنین اگر آهویی از جرگه شکار و تیررس سلطان فرار کند، هنر قوش این است که خود را به آهومی رساند و در مقابل دیدگانش آنقدر پر پر می زند تا حضرت وکیل الرعایا به آهو نزدیک شوند و آن را هدف قرار دهند.
کریم خان که تاکنون سراپا گوش بود و دیده از حیوان تقدیمی برنمی داشت با تبسمی که حاکی از صفا و وطن خواهی و رعایت اقتصاد و صرفه جویی در دستگاه سلطنت بود به آورنده قوش گفت: به این ترتیب به حساب شما من باید روزی چهار کبوتر و مقداری تنقلات برای این حیوان تدارک کنم و یک نفر مربی نیز برای تیمار و راحتی او استخدام نمایم!
حضار مجلس همگی به علامت تصدیق سر فرود آوردند.
کریم خان پکی به قلیان مرصع زد و به زبان لکی گفت: ول که نی وژ بگری ، ارا وژ به ری!* در دربار من ستون خرجی برای این گونه تفریحات و تجملات بی فایده وجود دارد.

*ولش کنید خودش بگیرد و برای خود بخورد
[فرهنگ نامه امثال و حکم ایرانی، تألیف امین خضرائی ص 892- 893]




نوع مطلب : زبان وادبیات لکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 تیر 1394 05:28 ب.ظ


وبلاگ خود را به دیگران معرفی کنید

http://linkz.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب