عصیان لکستانی دوشنبه 15 تیر 1394 04:42 ب.ظ نظرات ()

گه له بریژ واژگان کهن زبان لکی(لکی) gelah berej

گِله بریژ / gelah berej
در این نوشته قصد ما شناساندن واژه ی “بریژ” و ریشه ی پهلوی آن است ،اما بد نیست که به چگونگی یکی از غذاهای منطقه ی لک نشین هم پرداخته شود.گله بریژ یکی ازغذاهای مورد علاقه ی مردمان لک است ،در واقع این مردمان غیر ازخود آن را برای مهمانان ویژه و دوست داشتنی تهیه می کنند و آن عبارت است از گوشت تازه ی گوسفند که به قطعات کوچک بریده و آماده می شود و به سیخ کشیده می شود و با نمک زبر رباط ، نمکین شده و بر روی آتش زغال بلوط “بریژ” داده می شود.تهیه ی این غذا و مرغوبیت آن به تجربه و” سه رشته “ی شخص تهیه کننده بستگی دارد.بعضی از مردم در اواسط بریژ دادن روغنِ محلی( دان) آغشته به زرد چوبه یا زعفران را به وسیله ی لقمه ای نان (به جای فرچه) بر روی کبابها می مالند،تا هم خوشمزه شود و هم با چربی روغن “دان ” نرم و آبدار شود.در راستای این کباب “پهلو کباب” (پیه لی کاواو)هم داریم که بریژ دادن آن هم همانند گله بریژ ودر واقع نوعی از آن است ، منتهی با دنده ی گوسفند درست می شود.کباب دیگر جگر وض (جیه رئو وه ز) است که طرز تهیه ی آن با گله بریژ متفاوت است ،اما در همین راستاست.نوعی کباب هم به نام “سرا سیخ” داریم که گوسفندی را درسته به سیخ می کشند و برای بریژ یا بر شونن آن افراد خاصی باید دست به کار شوند. این نوع از غذاهای “تجملاتی” ومخصوص خانواده های متمول است و برای مهمانان سر شناس و دارای مقام بالای محلی و دولتی تهیه می شود(دویریِ ئی وه ر ده مه) و بیشتر جنبه ی به رخ کشیدن (کلاس) و نهایت احترام و مهمان نوازیست.در واقع گشاده دستی و مهمان نوازی (هُن هاونی) ” honhaweni ” مردمان ما را نشان می دهد.
بد نیست در مورد واژه ای لکی که ریشه ی پهلوی دارد وبا مبحث ما ارتباط دارد، صحبت کنیم و آن “باسرمه” basermahاست که در زبان پهلوی به شکل باسریا bãseriã وبه معنی گوشت است.در میان لک زبانان باسرمه تهیه ی نوعی کباب است که گوشت (گله gelah) را در ماست و پیازو انواع ادویه و آبلیمو می خوابانند و برای مدت چند ساعت به این حال باقی می ماند تا هم خوشمزه وهم ترد شود.
واژه ی بریژ در زبان پهلوی به شکل زیر آمده است.
بْرِج= brej اجاق، تنور، کوره / برِز= brez اجاق، تنور، کوره، فِر / بْرِزِند= brezend برشته ـ بریان کنند / بْریشتَن= briŝtan برشته ـ سرخ ـ بریان کردن
همانطور که مشاهده می شود با توجه به اینکه حروف “ج” و “ز” و ” ژ” به هم تبدیل می شوند در زبان لکی به صورت “بریژ” و ” بریج” بر جا مانده است.برخی از مردم آن را به شکل “گله برینج”تلفظ می کنند که اشتباهی فاحش است.
ریشه ی سانسکریت آن “bhraji “ودر زبان فارسی برشته تغیر شکل یافته ی آن است.در فرهنگ دهخدا برای برشته آمده است:بِرِشته نعت مفعولی که از برشتن گرفته است.بریان کرده (حاشیه ی منیری).
در زبان لکی برای آن ” بِرش ” (bersh) را به عنوان صفت به کار می برند،چنانچه در” نیمه برش “از مصدر برشونن و برشیایین . همچنین از این واژه در برشته کردن حبوبات و غلات به صورت مصدر و به شکل “نُخه برشونن/ گه نم برشونن” و غیره استفاده می شود. برشونن / bershonen نیز از ریشه ی پهلوی ،باشرون bashron گرفته شده است که به معنای کباب ،برشته و داغ و سوخاری است.همچنین ” باشرونتن bashruntan ” به معنای کباب و برشته و داغ کردن است.فعل باشرونم bashrunam پهلوی نیز به معنی داغ کردم یا برشته می کنم است ،که در زبان لکی به شکل” مُرشِنِمmoershenem ” تلفظ می شود.
منابع : فرهنگ پهلوی ،ژاله آموزگار و دیگران /فرهنگ دهخدا /
(مهدی زینی)