عصیان لکستانی دوشنبه 15 تیر 1394 04:44 ب.ظ نظرات ()

چند واژه ی مشترک زبان لکی و زبان پهلوی
«زُچه د ایین zochah dayen»
«زچه دایین» با ضم اول، واژه ای لکی و مصدر است که معنای رویش و به دنیا آمدن و رشد کردن از آن فهمیده می شود. زمانی که افراد به سن پانزده سالگی می رسند و می توانند کارهای کوچک و آسان را انجام دهند و به قول معروف ،کمک خرج پدر و مادر باشند می گویند: فلان زچه داسیِ = بالغ شده است. درزبان پهلوی این واژه با کسر اول آمده است. زِچ= zech = زیچ ، زایچه.
در فرهنگ دهخدا برای دو واژه ی « زچ » و «زچه » معنای زن نوزای و زنی که تازه زا داشته است و تا چهل روزبا این نام خوانده می شود.
«زریکه zerikah»
«زریکه» با کسر اول واژه ای لکی و به معنای با صدای بلند و زیر به خاطر درد و المی بزرگ داد کشیدن است.مصدر آن زریکُنن است (zerikonen) . واژه ای دیگر داریم که «چریکه» است و مترادف این واژه ی اخیر است.گاهی هم به درد آمدن عضله یا قسمتی بدن را به طور ناگهانی زریکه می گویند، در این مورد گاهی لرپه lerpah و گاهی لریپه leripah را به کار می برند.گاهی با تکرار آن شدت و حدت گریه وزاری را می رساند.(زریک زه ک)zerik zak
در زبان پهلوی به شکل زریک با فتح اول آمده است.«زَریک= zarik زاری، شیون، غم، غصه، اندوه، ماتم.»
په ر وار کردن / parvar kerden
پروار کردن در زبان لکی عبارت است از : نگهداری و تتمیع کردن چهار پایان حلال گوشت به خاطر چاق شدن و استفاده ی از سود ویا بهره بردن از گوشت آنها.واژه ی «په روار» به معنای چاق و گوشتمند است.
در زبا پهلوی به معنی خوراک دادن و جسم را پرورش دادن آمده است. «پَروار= parvãr پروار»
(اِ) جانوری باشد که آنرا در جای خوبی بندند و خوراک لایق دهند تا فربه شود. (برهان ). جانوری که در خانه ٔ تابستانی خنک بربندند تا فربه شود بدین جهت پرواری گویند و مردم گمان برند که بمعنی پرورش داده است وحال آنکه بدین معنی پرورده است نه پرواری . (رشیدی ). || (اِمص ) پرورش . آنکه خود را بپرورانند.(لغت نامه ٔ اسدی ) :
روان پرور ایدون که تن پروری /به پروار تن رنج تا کی بری .(اسدی)
منابع : فرهنگ پهلوی به کوشش ژاله ی آموزگار و دیگران./فرهنگ دهخدا /
(مهدی زینی)