تبلیغات
نشریه استان لکستان - زبان وادبیات لکی واژه زچه zochah
 
درباره وبلاگ


اقوام لک زبان
معرفی قوم لر به عنوان بزرگترین قوم لک زبان
قوم لر یکی از اقوام لک زبانی است که در زاگرس زندگی میکنند
که از قواعد ودستور زبان لکی استفاده میکنند
در کتاب جامعه شناسی کنگره آمریکا لر بزرگترین قوم لک زبان معرفی شده که به دو گویش بهداروندی(بختیاری)و اندیمشکی تکلم میکنند زبان لکی دارای گویش های متفاوتی است که هم مانند هر زبان دیگری دارای گویش های متفاوتی است در زبان آلمانی گویش هانفری ومونیخی که از دستور زبان و قواعد زبان المانی استفاده میکنند اما هیچ گاه گویش هم را متوجه نمی شوند این از ساختار های زبانی است که با داشتن قواعد ودستور زبان یکسان گویش ها متفاوت باشند دلیل آن لهجه و واژگان هر گویش است زبان لکی دارای١٢گویش در سراسر جهان است که از ساختار ودستور زبان لکی استفاده میکنند زبان لکی از زبان های در جهخان است که دارای کد استاندارد زبانی از سوی نهاد زبان شناسی سازمان ملل است از تقسیمات زبانی این است که براساس دستور زبان وقواعد وگرامری حدود یک زبان مشخص میگردد

مدیر وبلاگ : ایران لکستانی
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نشریه استان لکستان
استان لکستان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

چند واژه ی مشترک زبان لکی و زبان پهلوی
«زُچه د ایین zochah dayen»
«زچه دایین» با ضم اول، واژه ای لکی و مصدر است که معنای رویش و به دنیا آمدن و رشد کردن از آن فهمیده می شود. زمانی که افراد به سن پانزده سالگی می رسند و می توانند کارهای کوچک و آسان را انجام دهند و به قول معروف ،کمک خرج پدر و مادر باشند می گویند: فلان زچه داسیِ = بالغ شده است. درزبان پهلوی این واژه با کسر اول آمده است. زِچ= zech = زیچ ، زایچه.
در فرهنگ دهخدا برای دو واژه ی « زچ » و «زچه » معنای زن نوزای و زنی که تازه زا داشته است و تا چهل روزبا این نام خوانده می شود.
«زریکه zerikah»
«زریکه» با کسر اول واژه ای لکی و به معنای با صدای بلند و زیر به خاطر درد و المی بزرگ داد کشیدن است.مصدر آن زریکُنن است (zerikonen) . واژه ای دیگر داریم که «چریکه» است و مترادف این واژه ی اخیر است.گاهی هم به درد آمدن عضله یا قسمتی بدن را به طور ناگهانی زریکه می گویند، در این مورد گاهی لرپه lerpah و گاهی لریپه leripah را به کار می برند.گاهی با تکرار آن شدت و حدت گریه وزاری را می رساند.(زریک زه ک)zerik zak
در زبان پهلوی به شکل زریک با فتح اول آمده است.«زَریک= zarik زاری، شیون، غم، غصه، اندوه، ماتم.»
په ر وار کردن / parvar kerden
پروار کردن در زبان لکی عبارت است از : نگهداری و تتمیع کردن چهار پایان حلال گوشت به خاطر چاق شدن و استفاده ی از سود ویا بهره بردن از گوشت آنها.واژه ی «په روار» به معنای چاق و گوشتمند است.
در زبا پهلوی به معنی خوراک دادن و جسم را پرورش دادن آمده است. «پَروار= parvãr پروار»
(اِ) جانوری باشد که آنرا در جای خوبی بندند و خوراک لایق دهند تا فربه شود. (برهان ). جانوری که در خانه ٔ تابستانی خنک بربندند تا فربه شود بدین جهت پرواری گویند و مردم گمان برند که بمعنی پرورش داده است وحال آنکه بدین معنی پرورده است نه پرواری . (رشیدی ). || (اِمص ) پرورش . آنکه خود را بپرورانند.(لغت نامه ٔ اسدی ) :
روان پرور ایدون که تن پروری /به پروار تن رنج تا کی بری .(اسدی)
منابع : فرهنگ پهلوی به کوشش ژاله ی آموزگار و دیگران./فرهنگ دهخدا /
(مهدی زینی)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب