تبلیغات
نشریه استان لکستان - درآمدی برشناخت و بررسی زبان لکی در اقلیم لکستان(1)
 
درباره وبلاگ


اقوام لک زبان
معرفی قوم لر به عنوان بزرگترین قوم لک زبان
قوم لر یکی از اقوام لک زبانی است که در زاگرس زندگی میکنند
که از قواعد ودستور زبان لکی استفاده میکنند
در کتاب جامعه شناسی کنگره آمریکا لر بزرگترین قوم لک زبان معرفی شده که به دو گویش بهداروندی(بختیاری)و اندیمشکی تکلم میکنند زبان لکی دارای گویش های متفاوتی است که هم مانند هر زبان دیگری دارای گویش های متفاوتی است در زبان آلمانی گویش هانفری ومونیخی که از دستور زبان و قواعد زبان المانی استفاده میکنند اما هیچ گاه گویش هم را متوجه نمی شوند این از ساختار های زبانی است که با داشتن قواعد ودستور زبان یکسان گویش ها متفاوت باشند دلیل آن لهجه و واژگان هر گویش است زبان لکی دارای١٢گویش در سراسر جهان است که از ساختار ودستور زبان لکی استفاده میکنند زبان لکی از زبان های در جهخان است که دارای کد استاندارد زبانی از سوی نهاد زبان شناسی سازمان ملل است از تقسیمات زبانی این است که براساس دستور زبان وقواعد وگرامری حدود یک زبان مشخص میگردد

مدیر وبلاگ : ایران لکستانی
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نشریه استان لکستان
استان لکستان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM


درآمدی برشناخت و بررسی زبان لکی در اقلیم لکستان(1)

زبان شناس تاریخی می کوشد تا با مقایسه زبان های ثبت و بررسی شده، عناصر مشترک در همه آنها را مشخص کند و با به کار گرفتن دانش خود در باره اصول عمومی تغییرات زبانی، تا حد ممکن به توصیف ساخت زبان مشترک بپردازد.
به زبان لکی" یکی از ماندگارترین و کهن ترین و غنی ایران است که افراد زیادی بدان تکلم می کنند. زبان لکی عمدتا در غرب کشور ، در استان های لرستان، ایلام، کرمانشاه و همدان و بطور کلی در اقلیمی که به طور غیر رسمی و در بین عامه مردم لکستان نامیده می شود زندگی می کنند. گروه های زیادی هم از مردمان لک بر اثر سیاست حاکمان و پادشاهان گذشته به نقاط مختلف کشور و حتی خارج از کشور، به اجبار کوچانده شده اند. این زبان بدایل عمده و متفاوت از سوی محافل فرهنگ و ادب ویا سایر زبان ها ناشناخته و یا مورد بی توجهی فراوان بخصوص در سال های اخیر قرار گرفته که بیشتر بنظر می رسد به دلیل محرومیت های فراوان مناطق لک نشین باشد، لذا این عدم شناخت به گونه ای است که بسیاری از مردم کرد یا لر اشتباه گرفته شده! که کاملا اشتباه است و لک و لر چه به لحاظ ساختار زبانی و چه به لحاظ ریشه و فرهنگ کاملا از هم مجزا هستند. حال اگر سایر گویشوران به غنای زبانی و دیرینگی و فرهنگ و تمدن کهن لک زبان ها آگاهی یابند با دیده ای دیگر به این زبان اساطیری می نگرند.
مقدمه
زبان های لکی یکی از مجموعه زبان های هندواروپایی در شاخه زبان های ایرانی غربی وشمالی است. همچنین لکی به زنجیره گویشی ای گفته می شود که پهله ای ها هم اینک با آن سخن می گویند. زبان های لکی از زبان های ایرانی شاخه غربی است (به گفته برخی اندیشمندان، بازمانده زبان پهلوی پارسی است) که با زبان فارسی و بلوچی خویشاوندی دارند .تعریف یک زبان به عنوان "لکی" همواره دستخوش عوامل غیر زبانشناختی به ویژه عوامل سیاسی و فرهنگی است، در واقع زبان لکی به مانند زبان فارسی به معنای یک زبان با یک شکل استاندارد و مرز و تعریف مشخص نیست، بلکه امروزه به طیفی از زبان های ایرانی شمال غربی اطلاق می شود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبان شناسی دورند. این زبان های ایرانی در پی تصمیمات اجتماعی وسیاسی در دوران معاصر به اشتباه نام "کُردی" به خود گرفته
روش تحقیق
زبان شناس تاریخی می کوشد تا با مقایسه زبان های ثبت و بررسی شده، عناصر مشترک در همه آنها را مشخص کند و با به کار گرفتن دانش خود در باره اصول عمومی تغییرات زبانی، تا حد ممکن به توصیف ساخت زبان مشترک بپردازد. نخستین گام در پژوهش های زبان شناسی، گردآوری عملی مواد اولیه ای است که موضوع تحلیل ها و تعبیر و تفسیرهای بعدی قرار گیرد. زبان شناس چهار منبع مشخص برای گرد آوری مواد اولیه در اختیار دارد: گفتار خود زبان شناس، گفتار افراد دیگر که به زبان او سخن می گویند، گفتار افرادی که به زبان های بیگانه سخن می گویند و بالاخره اسناد مکتوب. داده های این پژوهش با مطالعه منابع تاریخ زبان شناسی، بویژه کتاب های تاریخ زبان فارسی خانلری، فرهنگ لکی حمید ایزدپناه، رستم رحیمی و پروفسور ولادیمر مینورسکی و نیز مقایسه آن با شم زبانی نگارنده که خود لک زبان است ، گرد آودی شده اند.
زبان پهلوی سره، یا همان زبان لکی کنونی؟
در حدود سال 1111 میلادی پوست پاره کهنه ای در کاوش های روستای "هزارمیرد" استان سلیمانیه که همان استان شادپیروز ایران در گذشته بوده به دست آمد، که در آن چهار بند سرود به زبان لکی و با خط پهلوی نوشته شده است. این چهار بند شعر که به نام "هرمزگان" نامیده شده، یادآور حمله اعراب به سرزمین ایران و کشت و کشتار آنان است. برابر داوری دانشمندان، این نوشته از همان آغاز هجوم اعراب است. این شعر لکی که مایه اندوه هر ایرانی می شود، دورنمای آن روزگار رابه خوبی نشان می دهد. براین استناد می توان چنین استنباط کرد که زبان لکی امروز با اختلاف اندک همان زبان پهلوی است که در دوران ساسانی پرکاربرد بوده و همچنین در زمان هجوم اعراب به ایران این چنین زخم نامه ای به نظم شعر لکی بر پوستینی کهن نقش بسته است. البته براساس دیدگاه برخی این شعر منظوم به زبان تاتی هم بسیار نزدیک است، که می تواند چنین باشد آن هم به دلیل هم خانواده بودن این دو زبان کهن باشد
معرفی زبان و اقلیم لک زبان، به صورت اجمالی
ابتدا باید گفت افرادی از عامه مردم لر و یا حتی برخی از گویشوران کُرد بنا به قرابت جغرافیایی لرها با لک و سخنی که از برخی از لک ها شنیده اند، لک را لر می دانند. اما خواص قوم لر دلیل دیگری برای لر نامیدن لک دارند. لر بودن لک به منزله لر بودن کریم خان زند، باباطاهر، ملاپریشان، فرهنگ و هنر کاسیان و مصادره تمدن و فرهنگ غنی و کهن لک و بخصوص زبان آنهاست، که این یک نظریه کاملا مردود و غیر منطقی می نمایاند، از هر جهت نمی توان لک هارا لر دانست و اگر شبهات و اشتباهات تاریخی در این بین بوده که صرفا مربوط به قرن های اخیر است و آن هم به این دلیل بوده که بطور کلی برخی سیاحان، مردمان زاگرس را کُرد نشین و یا لرنشین وکوچنده نشین دانسته اند که از منظر ایشان تمیز خاصی بین لر و لک نمی توانسته اند ببینند و اگر گروهی لک در میان لرها دیده می شد می گفتند آنها هم لر هستند، مشاهده می کنید همین اشتباهات در مورد لک های ایلام نیز صدق می کند.در بسیاری از بخش های استان لرستان حدودا75درصدمردم به زبان لکی سخن می گویند .مردم شمال و شمال غربی ومرکزلرستان مانند شهر-های الشتر، نورآباد، کوهدشت، زاغه و چغلوندی خرم اباد بروجرد درود پلدختربه این زبان سخن می گویند. علاوه بر این، گسترش زبان لکی در خارج از مرزهای استان لرستان بسیار چشمگیر است. چنان که در مناطق وسیعی از استان کرمانشاه مانند شهرهای کرمانشاه، صحنه، کنگاور، هرسین و دهستان های عثمانوند و جلالوند در گفتگوی روزمره از این زبان استفاده می کنند. بسیاری از بخش های استان های ایلام و همدان نیز این زبان را به کار می برند. لکی . این زبان دارای آثار مکتوب فراوان می باشد. اخیراً کتابی تحت عنوان “ گلزار ادب لرستان“ که مجموعه ای از اشعار زبان لکی است به وسیله ی "اسفندیار غضنفری امرایی" گردآوری شده و به چاپ رسیده است. " بنا به گفته "زین العابدین شیروانی" نام لک برگرفته از واژه فارسی لک است، زیرا تعداد خانواده های اولیه لک "یکصد هزار کُرد بوده است. سلسله زندیه مهم ترین طایفه ای است که از میان لک ها برخاسته اند. "چریکف" معتقد است که لرها و لک ها با دو زبان کاملا متفاوتی صحبت می کنند و گویش آنها از یکدیگر متمایز است اما در تاریخ بیشتر موارد به اشتباه لک های فیلی را لر خوانده اند. "شرف خان بدلیسی" لک را شاخه ای از قبایل ایرانی ذکر کرده است. در استان لرستان به یک زبان مجزا ولهجه مجزا به هم اما مشخص یعنی لهجه لری وزبان لکی صحبت می شود. طبق نظر "گرنوت ویندفور" لکی از زبان های شمال غربی است. این زبان اساساً در میان طایفه های سلسله الشتر و دلفان در جلگه های الشتر و خاوه و در میان طایفه های بیرانوند در حاشیه ی بالاگریوه واقع در شرق خرم آباد در استان لرستان و در بین طایفه های پیشکوه از جمله میان طرحانی ها، جلالوندها، هلیانی ها و نیز در بین شماری از طایفه های ساکن حد لرستان و کردستان، احمدوند و هرسین و کرمانشاه رواج دارد. "سکندر امان الهی بهاروند" در کتاب “قوم لر“ در تقسیم بندی زبان ها و ارتباط گویش لری با آنها، لکی را در زمره زبان های گروه شمال غربی قرار داده، یعنی در ارتباط با کُردی، گیلکی، طالشی، سمنانی، خوانساری و بلوچی. در ارتباط با مدخل “لرستان“ می گوید که سکنه این نواحی لکها هستند که از حیث قیافه به هم شبیه اند ولی از حیث زبان با لرها اختلاف دارند. سکنه واقع در شمال غربی آن یکی موسوم به “ لکی“ و قسمت دیگر دارای لهجه لری است وی می گوید کردها، ساکن دره گاماساب و دره سیمره می باشند و طوایف مهم آنها کاکاوند و کولیوند و در دشت خاوه حسنوند، بیرانوند و آلوند و سکوند در دشت الشتر و اطراف خرم آباد در استان لرستان هستند. سکنه ی پشتکوه مخلوطی از طوایف لک فیلی، لک زند هستند که به کلی با هم مخلوط می باشند ولی درشمال اکثریت سکنه با لک هاو در جنوب با لرهاست. طوایف مهم پیشکوه عبارتند از: ملکشاهی، یوسفوند و در دامنه جنوبی گراوند و در انجیرکوه لک های دیناروند و غیاثوند. نگارنده بر این باور است، آنچه را که دهخدا کُردهای لرستان، زند لکی و لک فیلی می نامد در واقع لک هستند.
لباس و پوشش مردان و زنان لک
از ویژگی های هر قوم لباس و پوشش مردان و زنان آن است. در این میان لکها نیز دارای لباس و پوشش مختص خویش و هماهنگ با سایر هم تباران خود می باشند که در این مجال نمی گنجد آورده شود و چه بسا خود نیازمند مقاله ای دیگر و تخصصی باشد، لیکن فرم لباس در بین مردان و زنان لک که امروزه تغییرات جزئی نموده و در مناطق شهری کمتر استفاده می گردد همان فرم لباس های نسل های پیشین است که در اوستا از آن نیز اسم برده شده است. مردمان لک بنا به سنت گذشتگان خود شال به کمر بسته، کاه یا سر بند شال مانندی به سر گذاشته و شلوارهای بلند و گشاد شبیه به پوششی که امروزه موسوم به شاوال است و پیراهن های بلند استفاده می کنند. زنان لک نیزاز لباس هایی که معمولا بلند و گشاد هستند چون "کرمه چین" که تن پوشی بلند و گشاد است استفاده کرده و"لچک" که دستاری بلند و زیبا است را بر سر می بندند. پاپوش بومی و محلی لک ها معمولا "کلاش"kelaash، کوش "kewsh یا گیوه می باشد که از نخ بافته و زیر آن هم در گذشته ها از نخ های به هم فشرده و یا چرم بوده است. امروزه بعضا از استیک برای قسمت زیرین کلاش استفاده.
فرهنگ و تمدن لک زبان
لک یکی از اقوام کهن زاگرس و یکی از بازماندگان اصیل تمدن ماد کهن ماری باس 4200سال است که امروز در جغرافیایی که به طور غیر رسمی لکستان خوانده می شود، حضور دارد .این قوم مانند سایر اقوام تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته و تجربه های تاریخی فراوانی را در دل خود مدفون ساخته است. سرزمینی که خواستگاه مفرغ است؛ سرزمینی که برای اولین بار حیوانات وحشی را اهلی کرد؛ سرزمینی که برای اولین بار بشر در آنجا یکجانشینی را تجربه کرد. سرزمینی که رودهای خروشانش زمینه ساز تمدن های اولیه بشر بود. سرزمینی که گوردخمه هایش آرام آرام به فراموشی سپرده می شود، سرزمینی که زخم کتیبه بیستون را در دل خود دارد و سرزمینی که هنوز که هنوز است برای اهالی خود ناشناخته مانده است. علاوه بر تاریخ غنایی زبانی دیار لکستان هم به خاموشی می شود، تاریخش انگار یک فراموش خانه بزرگ است که مقرر شده از یاد برود.
غار میرملاس
در منطقه کوهستانی هوومیان و در بسترکوه "زه روون" و در فاصله 17 کیلومتری شمال غربی شهر کوهدشت استان لکستان واقع شده است. این غار به مرور زمان در هم ریخته و در حال حاضر سایبانی بیش از آن باقی نمانده است، نقاشی هایی در دوطرف جنوب و شمال غار روی دیوار سایبان نقش بسته که در معرض تخریب عوامل طبیعی و انسانی قرار دارد بیشتر نقاشی ها صحنه هایی از شکارگاه یا رزمگاه را مجسم می سازند برخی نیز نقش حیواناتی هستند که نمی توان نوع آن ها را تشخیص داد. غار میرملاس نخستین غاری است که بر روی دیوارهای آن رنگین نگارهایی به جا مانده از بیش از 11 هزار سال پیش یافت شده است.مربوط به عصر نوسنگی که البته در مورد قدمت آن هنوز تاریخ دقیق مشخص نیست ولی بی شک و تردید بیش از 11هزار سال قدمت و نشان مدنیتی پیشرفته دارد.سنگ نگارهای این غار پس از غارهای "اسکو" و " کرکس " در فرانسه سومین غاری است که نگاره های رنگین بر روی دیوارهای خود دارد نقاشی ها و نگاره هایی که بر دیوارهای جنوبی و شمالی این غار باقی مانده بیش تر صحنه هایی از رزم شکار انسان و حیوان را نشان می دهد نقوش حیوانی چون گوزن، گاو، سگ، روباه و به مخصوصا اسب و سوار در حال تیر اندازی و شکار موضوعات رزمی با رنگ های قرمز و سیاه بر دیواره این غار دیده می شود که در میان سنگ نگاره های باستانی کشور ایران بی مانند است.
معبد سرخ دم لکی
سُرخدُم لَکی به زبان لکی "سوور دوم له کی" نام یک محوطه باستانی متعلق به هزاره نخست پیش از میلاد در شهرستان کوهدشت است. این محوطه با فاصله ۱ کیلومتری از شهر کوهدشت و در دامنه کوه چنگری قرار گرفته است. دلیل نامگذاری آن به سرخدم، سرخ بودن خاک این محوطه است. کاوش در این محوطه از سال1173 میادی آغاز شده و از جمله آثار به دست آمده می توان به سنگ های حجاری شده با نقش شیر بالدار و درخت زندگی و وجود یک تمدن و امپراتوری مستقل به نام "ئال پی" در این منطقه اشاره کرد. این محوطه باستانی به شماره 7173 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. در حال حاضر براساس نقشه مطالعاتی زبان های ایرانی دانشنامه بریتانیکا، مجموعه زبان های مادی را با رنگ آبی پر رنگ مشخص کرده که جایگاه زبان لک را در وسط نقشه نمایان می کند. اما بر طبق فهرست جغرفیایی طوایف لک مندرج در کتاب بومیان دره مهرگان نوشته رستم خان رحیمی عثمانوندی تمرکز اصلی مردم لک در ایران در نواحی غرب آن در محدوده استان های لرستان ،کرمانشاه و ایلام می باشد.شهرهای دلفان ،سلسله و کوهدشت در لرستان .هرسین ،صحنه و کنگاور در استان کرمانشاه و در استان ایلام شهرستانهای دره شهر،شهرستان شیروان چرداول دربخشهای چرداول هلیان .مهم ترین روستاهای شهرستان شیروان چرداول شامل دهستان بیجنوندوشله کش می باشد که از روستاهای معروف آن روستای زیرتنگ بیجنوند با تیره های بزرگ باباخانی واسدی وتیره کوچکی بنام دارابی می باشد وجنوب استان همدان نهاوند,ملایر.وهمچنین استان لرستان، به گواه آمار موجود جمعیت کُردهای لک در ایران فراتر از یک و نیم میلیون نفر است. نکته قابل توجه بیشتر بودن جمعیت لک ها در عراق نسبت به ایران است. مردم کُرد لک در عراق در ناحیه مندلی و شهرهای مجاور آن زندگی می کنند. تخمین زده می شود که بیش از دو میلیون نفر لک در کُردستان عراق، کرکوک و خانقین سکونت دارند. مردم لک علاوه بر عراق و منطقه لکنشین زاگرس در جاه های دیگر کشورمان نیز سکونت دارند برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عدهای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز توابع بهشهر، روستای کجور، کاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند. نام " لک" در گذشته های بسیار دور نیز دیده می شود و به دلایلی از جمله فعالیت هایشان بر ضد حکومت های گذشته، تحرکات آنها در مناطق اطراف "لکستان"، دامداری، تغییر و تحوات حکومتی در مناطق وسیعی پراکنده شده اند، همچنین به وسیله حکومت عثمانی و سلسله های حاکم بر ایران و به ویژه حکومت های صفویه و قاجاریه بسیاری از آنها آواره شده اند. ازجمله گروهی که ساکن شمال ایران هستند و به "کُردهای تبعیدی" معروفند و گروهی دیگر که توسط عثمانیها به اطراف آنکاراشهر هایمانا یا هیمنا کوچانده شدند به کُردهای "شیخ بزینی" یا کُردهای هیمنهای معروفند که هنوز فرهنگ و هویت خود را کمابیش حفظ کرده اند. همچنین "کریم خان زند" که اززند لک بوده گفته "جان.ر. پیری" طایفه زند که قسمتی از لک شمال لرستان اند برای دامداری به روستاهای نزدیک پری و کومازان ملایر آمده اند و اصلیت آنها لک می باشد. در دوران حکومت کریمخان بخشی از " لکها" و به ویژه خانواده های سربازانش را به مناطق جنوبی ایران فرستاد. که در زمان آقا محمد خان قاجار گروه بزرگی از آنها را به اجبار به جاه های دیگر مهاجرت داده شدند. "جیمزموریتی" جهانگرد انگلیسی که در سال 1311 میلادی از ایران دیدن کرده است، می گوید: لک در سراسر ایران پراکنده شده است و طایفه ای بزرگ است و از چند بخش تشکیل شده است. در اصل ایرانی اند و خود را "کُرد" می دانند، نویسنده در ادامه می گوید لک های کرمان در سال 1171 قمری از بندرعباس به این منطقه آمده اند. "وزیری" نیز می گوید در منطقه برنجان کوهستانی، چندین نام جغرافیایی دیده می شود که دربردارنده عنوان "لک" هستند. "اکبر وقایع نگار" می گوید: بیشتر لک های لکستان در کلیایی و کرمان و استان کُردستان ساکن اند و شماری از لک ها نیز به اجبار در اصفهان سکونت داده شده اند.طایفه جمور یا جمیر بزرگترین طایفه کوچنده این قوم است که در مناطقی بین کرمانشاه و همدان سکونت دارد. بخشی از این قوم در مهران و دهلران و خوزستان سکونت دارند و در تابستان ها نیز به سمت کوهستان های کرمانشاه و همدان کوچ می کنند. بخشی دیگر از قوم جمور در شمال خانقین سکونت دارند، حکومت عراق نام قوم جمور را به قوم "جبور" عربی تغییر داده بود در حالی که جمور از لغت "گمو" به معنای سیار وکوچنده گرفته شده است. به احتمالی بسیار قوی لک های ساکن در استان های کرکوک، سلیمانیه، اربیل و موصل هم از طایفه جمور باشند. طایفه جمور در کُردستان شرقی از بخش های زیر تشکیل شده است: عبدلی، گومه یی، به رازی و شاهی. "ژوکوفسکی" می گوید: لک یکی از اقوام "تلخ دشت" است که در سال 1337 به آنجا منتقل شده اند، لک ها به گویشی نزدیک به گویش "کردی هورامی" تکلم می کنند. تلخ دشت در جنوب غربی شیراز واقع شده است. "جمشید صداقت کیش" در کتاب کردان پارس و کرمان از لک های ساکن میان قشقاییان سخن به میان آورده و می گوید: امروز در طایفه کشکولی قشقایی خانواده هایی ساکن اند که به لک مشهورند ، اما می دانند که در اصل لک هستند. لکها همچنین در مناطقی از کُردستان ترکیه ساکن اند که عبارتند از: قاره مان، کونیا، آسکی شهر، نیغده، قیصری، مرشف جوروم، ویرشهر، جوقراوادنه. لک های ترکیه به زبان ترکی تکلم می کنند. احتمال می رود که توسط دولت عثمانی به این منطقه منتقل شده باشند . لکها در کُردستان جنوبی هم در مناطقی از استان دیاله تا استان موصل دیده می شوند و در مناطقی از خورماتو، داقون، خانقین، کرکوک، چند روستای نزدیک به تق تق و در سراسر دشت اربیل پراکنده اند و از بستوره تا قراج چند روستای مستقل در این دشت متعلق به لک هاست که عبارتند از: جدید لک، آو دلوک، دوشیوان و حوشترالوکی قراج و چند روستای دیگر. همچنین در غرب موسل و در چند روستای شبک ساکن اند و به گویش شبکی تکلم می کنند.
لک داغستان روسیه :
یکی دیگر از سرزمین هایی که دارای جمعیت قابل توجهی از قوم لک است جمهوری خودمختار داغستان در روسیه در ناحیه قفقاز است.مردمان قوم لک در داغستان در بخش مرکزی بخش های کوهستانی در حد فاصل نواحی لک و کولینکسی زندگی می کنند. طبق سرشماری جمعیتی بالغ بر 111هزارنفر لک که معادل حدود ۷.۱درصد کل جمعیت است در داغستان زندگی می کنند.




نوع مطلب : زبان وادبیات لکی، اساطیر اقوام لک زبان، تاریخ مردم شناسی اقوام لک زبان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب