عصیان لکستانی دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 09:26 ق.ظ نظرات ()

هنر ودیدگاه اقوام لک(هنر نزد لکستانیان است وبس) قسمت دوم

هنر ایران زمین: هنر لکستان: پاره ی سیوم
هنرمندان تندیس ساز در لکستان، شیفتگی ویژه یی در آفریدن تندیس های کوچک برنزی جانوران می داشتند و نمونه های تندیس های آدمی بس اندک می باشند. تندیس های جانوران به جورها گوناگون می باشند و چونی های هنری آنها با هم یکسان نمی باشند.
پیشتر درباره ی هنر خوروین گفته بشد که شماری تندیس های جانوران یافت بشده اند که مانند "نظر قربانی" به گردن بند، دستبند و کمربند آویزان می شده اند.
این گونه "نظر ها" در لکستان نیز می بوده و باستان شناسان نمونه های بسیاری از آن را در گورهای لکستان یافته اند. پاره ای به گونه ی جانوران و پاره ای دیگر به گونه ی مرغان می باشند. شاید این جانوران نمونه خدایان می بودند و یا برای گرفتن یاری و پشتیبانی از خدایان به خود آویزان می کردند. شاید این جانوران نمونه ی جانورانی بودند که شکار می کردند و با آویختن تندیس هایشان گمان می کردند شمار شکارشان بیشتر می شد.
بی گمان یکی از زیباترین تندیس های برنزی یافت شده در لکستان، همانا، غزالی برنزی است که بسادگی با چکش کوبیده بشده و در موزه ی بروکسل نگاهداری می شود. این تندیس کوچک ریخته نشده است و بخش های گوناگون آن پرچ شده اند.
گیرشمن گزارش دهد:
="در میان این تندیس ها تصویر حیوانات اهلی نیز دیده می شود و احتمال دارد که تجسم آن برای این بوده است که آنها را تحت حمایت خدایان قرار دهند. این نوع تجسمات گاهی نیز روی اشیایی که رابطه با دین نداشتند دیده شده، مانند مهره ها و آلات و ابزار کار، یا گردونه ها و اسباب خانه."
تندیس های یافته شده به گونه ی بز نشان دهنده ی این می باشند که هنرمندان لکستان با بز کوهی بسیار آشنا می بوده اند و بیم و واکنش جانوران را به گونه ی بسیار شایسته نشان داده اند. برای نشان دادن جانوران و ویژگی های واکنش ها، شگردهای خود را بکار برده اند. برای نمونه برای آنکه نشان بدهند جانوران در تنگنا هستند، پای آنها را بسیار به هم نزدیک کرده اند.
..
ابزارها و چیزهای پیرایش زین و برگ اسپ که در گورستان ها و نیایشگاه پیدا بشده همیشه در زندگی روزانه به کار گرفته می شدند. پاره ای از آنها را به گونه ی "نذر" در نیایشگاه ها می گزاشتند و شماری دیگر را در گورهای مردگان می نهادند و بی گمان بر این باور می بودند که در دنیای دیگر بکار گرفته خواهد شد.
زیباترین این گونه چیزهای بدست آمده، تندیس های کوچک اسپ تک یا دوتایی برای بستن به گردونه است که به گونه ی نشانه ای از اسپ های "راستکی" در گورها نهاده می شدند. نیک دانیم که تندیس اسپ نشانه ی مرگ و یا نماینده ی مرگ بود که مرده ها را به جهان دیگر می بُرد.
=
پیشتر گفته بشد که سکاها و یا دگر مردمانی که با آنها زبانی یکسان یعنی زبان لکی داشتند، مردگان خود را به همراه اسپ هایشان به خاک می سپردند. مردمان بوم لکستان چنین نمی کردند ولیکن به جای اسپ، نشانه ای از اسپ را به گونه ی لگام اسپ را از برنز می ساختند و زیر سر مرده می نهادند، "و به همین دلیل"، شادروان گیرشمن در "هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی" نویسد، "دهقانان لک زبانی که اکنون آن لگام ها را درقبرها پیدا می کنند، آن را "زیر سری" می نامند و این مردمان به زیر سری معروف شده اند. با قرار دادن این لگام ها در زیر سر مردگان، ورود روح آنان را به دنیای جاودانی تامین می کردند و به گونه دیگر نیازی به تدفین اسپ آنها نبود."
بر روی شمار بسیاری از این زیر سری ها جای سائیدگی دندان اسپ دیده نمی شود و همه "نو و تازه" می باشند. یکی از این نمونه های "زیر سری" نزدیک به دو کیلو سنگینی دارد و گوزن بالداری را نشان می دهد که بر گردنش نواری بسته شده.
=
نیز هنرمندان لکستان با افزودن بال بر روی اسپان، جانوری افسانه ای می آفریدند.
گیرشمن بر این باور بود که "زیر سری به گونه ی بخش قدامی دو جانور که بعد ها در زمان هخامنشی برای ساختن سرستونها تقلید شدند نیز در میان همین دسته می باشد."
هنرمندان لکستان برای پیرایش اسپان خود زنگوله هایی ساخته اند که بر گردن اسپان خود آویزان می کردند. همچنین برای پیرایش گردونه های خود نیز آفریده بودند. نیز "مال بند آن"، گیرشمن نویسد، "با نقوش ظریفی تزیین می شده. سرمال بند به شکل موجودات وحشتناکی است، که در دل دشمن ترس می انداخت و در طرفین پرنده ای قرار گرفته اند، که نقش آن روی ظرف گلی سیلک نیز دیده می شود.
..
روی دو حلقه ای که به مال بند متصل است و افسار اسپ ها از آن می گذرد، موضوع های مربوط به هنر بین النهرین و آشور نقش شده. موضوع تسلیم شهرها و موضوع انتقال قدرت از خدا به پادشاه نیز روی این چیزها دیده شده است و این هر دو موضوع مربوط به امور جنگجویی و رزم آوری است و در مقابل موضوع های دیگری نیز هست که فقط جنبه تزیینی و قرینه سازی در آن ها در نظر گرفته شده است. هنرمندان لکستانی سعی کرده اند بیشتر به جنبهء تزیینی این نقوش توجه داشته باشند، و این مطلب در تزیین حلقه هایی که افسار حیوان از آن عبور می کند، و در روی سینهء اسب به هم متصل می شود، به حداعلی رعایت شده است."
شمار بسیار تبرهای یافته شده در گورهای لکستان نشانگر باور مردم لک به نیاز مردگانشان به این تبرها در جهان دگر می باشد. بر روی یکی از زیباترین تبرهای یافته کمان داری را که کلاه مادی بر سر دارد و کمانی را می کشد را می بینیم و بر روی دسته ی یکی از این تبرها دو سر شیر دیده می شوند و از دهان آن شیرها دسته و تیغه ی تبر بیرون می آیند. و بر روی دگر تبری مردی را می بینیم که جانوری (ماهی؟) را در دستان خود دارد.
..
هنر ایران زمین: هنر لکستان: پاره ی چهارم: پایان گفتار
هرچند تبرهای یافته شده در گورهای لکستان بیشتر "نمایشی" بوده اند، دشنه ها، خنجرها و شمشیرها جنگ افزارهایی بودند که بکار برده می شدند. آن دسته از خنجرهایی که در این گورها یافت شده اند دارای دسته هایی هستند که تهی شده می باشند و روی آنها را با آج، استخوان و یا چوب نگار کنده اند. بیشتر دسته های این خنجرها به گونه ی نیمه گرد می باشند و بر روی آنها یا تندیس هایی کوچک و یا نگارهایی از رزمندگان یافت می شوند.
برای نمونه خنجری یافت بشده که دسته ی آن سیمین می باشد و گویا از آن ِکسی دارامند می بوده و یا دگر خنجری که دسته ی آن دو سر مردی و یا دو سر شیر می باشد.
دسته چاقو یا خنجر تیزکن نیز به مانند جنگ افزاران دارای نگار می باشند. بر روی پاره ای از آنها شاخ گوزن و یا سر جاندرانی به گونه ی دسته نهاده اند.
در لکستان سپرهای "نذری" بسیاری هم یافت شده اند. بر روی بخش برآمده آن سپرها بیشتر چهره ی آدمی دیده می شود. شادروان گیرشمن بر این باور بود که نهادن چنین چهره هایی در میان سپر نشان دهنده ی این می باشد که دارنده ی آن می خواسته "نیروهای پلید" را از خود دور بدارد. "ایجاد چنین نقش هایی"، روانشاد گیرشمن در "هنر ایران، دوره ی ماد و هخامنشی" نویسد، "روی سپر خیلی محتمل است که از ابتکارات ایرانی بوده باشد زیرا بدون شک ترکیب نقوش آن، از صفحات مدور مربوط به میله های برنزی لکستان اقتباس شده است.
در واقع سپر گرد با نقش برجسته ای در قسمت مرکزی آن، اختراع یونانیها نیست و در مشرق زمین بوجود آمده است و در یونان برای نخستین بار در اواخر قرن هشتم پیش از میلاد روی یک ظرف سفالین منقوش دیده شده. تنها نقطه ای که در آن، سپرهایی با قست مرکزی بر آمده به شکل سر انسان به وجود آورده باشند ناحیهء لکستان است. در آنجا پیش از اینکه سازندگان سلاح های جنگی یونان و رم به آن آشنایی پیدا کنند، این نوع سپرها ساخته می شد."
براستی چهره هایی که بر روی سپرها دیده می شوند نزدیکی بسیار با یکدیگر دارند: ابروها بسیار پیوسته به هم، بینی ها برجسته و بزرگ و گونه ها برآمده(ویژگی اقوام لک) می باشند.
همزمان چیزهای پیرایشی برنزی یافت بشده که به گونه ی نوارهای خم شده ای هستند که در سوهای آن ها سوراخ هایی برای پیوند آنها به پشت سپر نهاده شده بوده است. شاید این دسته هایی بوده اند که از درون به سپر پیوند داده می شدند تا بازوی جنگاوران از میان آنها بگزرد.
نیک دانیم در میان مردمان اسپ سوار به آنچه کمربند نام دارد ارج بسیار گزاشته می شده. از آن رو، روی آنها را با نگارهایی که گویای داستانی هستند پیرایش بکرده اند و روی دسته ی کمر بند نگار جانوری را نهاده اند. همچنین دستبندهایی نیز پیدا شده که از زر، برنز یا آهن ساخته شده اند و در سر پاره ای از آنها چیزهایی درباره ی جانوران نهاده بشده و پاره ای دیگر باز می شده اند تا مچ دست از میان آنها گذر کند و با چنگک ویژه ای بسته می شده. بر روی یکی از این چنگک ها سر آدمی نهاده اند.
چیزهای پیرایش که به گونه ی نوارهایی بوده اند و به پیشانی بسته می شده تا گیسوان افشان نشوند. این گونه نوارهای پیرایشی یا از سیم بودند و یا زر و بر روی بیشتر آنها شکار جانوران دیده می شود. بر روی یکی از این چیزهای پیرایشی که شاید بتوان آن را تاج نامید و برنزی است، نگارهای پرندگانی که گردن درازی دارند دیده می شود و به سبک هنر سکاهای لک زبان است
پایار بو لکستان