تبلیغات
نشریه استان لکستان - هنر ودیدگاه اقوام لک(هنر نزد لکستانیان است وبس) قسمت اول
 
درباره وبلاگ


اقوام لک زبان
معرفی قوم لر به عنوان بزرگترین قوم لک زبان
قوم لر یکی از اقوام لک زبانی است که در زاگرس زندگی میکنند
که از قواعد ودستور زبان لکی استفاده میکنند
در کتاب جامعه شناسی کنگره آمریکا لر بزرگترین قوم لک زبان معرفی شده که به دو گویش بهداروندی(بختیاری)و اندیمشکی تکلم میکنند زبان لکی دارای گویش های متفاوتی است که هم مانند هر زبان دیگری دارای گویش های متفاوتی است در زبان آلمانی گویش هانفری ومونیخی که از دستور زبان و قواعد زبان المانی استفاده میکنند اما هیچ گاه گویش هم را متوجه نمی شوند این از ساختار های زبانی است که با داشتن قواعد ودستور زبان یکسان گویش ها متفاوت باشند دلیل آن لهجه و واژگان هر گویش است زبان لکی دارای١٢گویش در سراسر جهان است که از ساختار ودستور زبان لکی استفاده میکنند زبان لکی از زبان های در جهخان است که دارای کد استاندارد زبانی از سوی نهاد زبان شناسی سازمان ملل است از تقسیمات زبانی این است که براساس دستور زبان وقواعد وگرامری حدود یک زبان مشخص میگردد

مدیر وبلاگ : ایران لکستانی
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نشریه استان لکستان
استان لکستان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

هنر ودیدگاه اقوام لک(هنر نزد لکستانیان است وبس) قسمت اول

در سال ۱۹۲۸ ، در دره های لکستان منطقه هرسین، گورستان هایی یافت بشدند. آن گورستان ها دارای گورهایی بودند از دوران مگالیتیک که در آنها شمار بسیاری چیزهای برنزی و آهنی می بود. این گورستان ها نشان دهنده ی این بود که مردم لکستان آن زمان، مردگان خود را بیرون از زیست گاه های خود به خاک می سپردند و این نشان دهنده ی نزدیکی شیوه ی زیست آنها با مردمان سیلک بود. گیرشمن بر این باور بود که مردمان لک، همچنین نزدیکی های بسیاری با مردمان سیمری می داشتند:
… سیمریها از اوایل قرن هشتم پیش از میلاد، با مردم اورارتو عقد اتحاد بسته بودند، و در همان موقع دسته ای از آنها، به عنوان سربازان مزدور، برای آشوری ها می جنگیدند، در حالی که عده ای دیگر از همان مردمان با لک ها که در آن موقع بر علیه آشوری ها قیام کرده بودند متحد شده بودند. بنا بر این می توانیم بگوییم سیمری ها بدو دسته تقسیم شده بودند، یکب از آنها راه آسیای صغیر را در پیش گرفته بود، و دسته ی دیگر در مشرق آشور جایگزین شده بود، و به ناحیه ای رسیده بود، که هنوز نام کاسی ها روی آن باقی مانده بود، و آنجا همان لکستان کنونی است. اقامت در این ناحیه، برای آنها، که کار اصلی شان تربیت اسب و گوسفند و گله داری بود، بسیار مناسب به نظر می رسید… ما نمی دانیم این اقوام با خود چه آوردند. شاید این مطلب مورد قبول واقع شود، که آنها از ناحیهء قفقاز عبور کرده اند، زیرا در قبر های آن نواحی تعداد زیادی سلاح های برنزی و تزیینات و وسایل مربوط بزین و برگ اسب پیدا شده که نظایرش در قبرهای لکستان بسیار زیاد به چشم می خورد. از یک طرف شباهت زیادی میان چیزهای یافته شده در قفقاز و در لکستان وجود دارد، و از طرف دیگر موضوع های اساطیری یا مذهبی که بین هر دو مشترک است دیده شده و تاریخ نویس از آن چنین نتیجه می گیرد که لک ها با سیمری ها قرابت نژادی داشته اند، و خدایان واحدی را می پرستیدند که همان قدیم ترین خدایان ایرانی هستند."
شادروان گیرشمن در میان آن دسته از ایران شناسان می باشد که بر این باور بود که خیزش چهارمین پادشاه دودمان لک، خشتریته که میان سال های ۶۵۳ ء ۶۲۵ پیش از زایش پادشهی بکرد، لک ها وسیمری ها را با هم درآمیخت. نیک دانیم که خشتریته برای شکست دادن آشور و رهایی یافتن از یورش ها و ستم های آنها با دیگر لک زبانان سکاها و ماننا پیمان رزم ببست و سپس با آشور پیکار بکرد.
چیزهای بسیار یافته شده در گورهای لکستان به مانند ابزار کار، ابزار زندگی و خانه، ابزار جنگ و نیز ابزار آرایش و پیرایش، نشان دهنده ی این می باشند که مردمان آن زمان بر این باور بودند که ابزار زندگی این جهان در دگر جهان نیز بکار آیند. نیز شاید بر این باور بودند که هنر، همانا، ستایش از نیروهایی بوده است که بر زندگی و مرگ آنها فرمانروایی می کرده: نیروهایی که همواره در ستیز می بودند و آدمی و جانداران افسانه ای و افسونگر را به دنبال خود می کشانده اند.
نیک دانیم بُت، نمایانگر چیزی فرا آدمی بُوَد. بهترین نمونه های یافت شده، همانا، آن دسته از بت هایی هستند که بر پایه ی داستان های دینی میانرودان آفریده شده اند و همواره نشان دهنده ی ستیز پهلوان و دلاوری با دو جانور می باشند.
بت یافت شده در لکستان به گونه ی آدمی بُوَد که دو چهره روی یک سر دارد و از همه ی تن او تنها نیم تنه ی بالای او دیده می شود و به مانند پهلوانی به سادگی دو جانور را از گلو در دستان خویش گرفته و خفه می کند. جانوران با دهان های باز خود دندان هایشان را آشکار می کنند. این مرد دلاور و پهلوان بر میان خویش میان بندی بسته که در هر دو سوی آن سر خروس دیده می شوند. بر روی پایین تن این پهلوان ، ران ها و پاهایش جانوران شگفت آوری دیده می شوند که در ستیز با وی می باشند. میله ای برنزی از میان سوراخی از بالای سر تا پای بت نهاده شده که با پایه ی بُت که به مانند فنجان باژگون شده ای بُوَد، می پیوندد.
--
گیرشمن بر این باور بود که این این بُت، همانا، ایزد دادگری رو بُوَد که چند سر بداشته و جانوران بخش های گوناگون او را می ساختند و به جورهای گوناگون پدیدار می شدند. چون این ایزد دارای شمار بسیاری سر، چشم های برجسته و گوش های بسیار می باشد که نمایانگر نیرو و توانایی بی مانند این ایزد بُوَد و با زبان گیرشمن، "ما را به یاد خدای مهر یا میترا می اندازد که در اوستا درباره ی او گفته شده است که هزار گوش و ده هزار چشم دارد."
پس ایزد سروش، ایزدی به مانند میترا می بوده و پرستش او در پیوند به پرستش میترا می شده. افزار جنگ او گرز بُوَد که با آن دشمنان اهورا مزدا می ستیزد و آنها را نیست کند. این بُت بر روی چیزی نهاده بشده که به گونه ی سر گُرز بُوَد. نشانه ی این ایزد خروس می باشد و نیک دانیم یکی از خویشکاری های آن، همانا، بیدار کردن پرستندگان با بانگ خود بُوَد تا به کارهای دینی پردازند و مردمان لک خروس را کله شیر مینامند که که با بانگ خویش اهریمن را دور میسازد این نگرش که بانگش بانگی از ایزدان است که فریاد دور باد اهریمن را سر میدهد...

--
. سروش یا سرَئوشه، به معنای فرمانبرداری بُوَد. سروش، نخستین آفریده ی اهورامزدا بُوَد. سروش، همانا، نخستین کسی بود که اهورامزدا را ستایش بکرد، گاتاها را بخواند و بَرسُم بدست بگرفت. سروش همکار مهر، پیکارگر بزرگ دروج، با جنگ افزار خود همواره با دیوان، بویژه به هنگام شب، در نبرد است و از دشمنان سرسخت دیو خشم بُوَد.
جایگاه سروش، همانا، در کاخی هزار ستون بر فراز کوه البرز می باشد و برای نگاهبانی آفریدگان، در شبانه روز گرد جهان را سه بار می پیماید. سروش از آتش نیز نگاهبانی می کند.
"نام این خدا"، شادروان گیرشمن در "هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی" نویسد، "از سروش مشتق می شود که احتمالا به معنای تنبیه است، و پیوند با خدای عدالت میترا و رشنو دارد…وی پروردگاری است که در تاریخ اساطیر ایران مزدایی قدیم سهم مهمی را بر دوش داشته است.
==

بنابراین در تجسم این برنزها هیچ نوع مراسم شمنی در نظر گرفته نشده است، بلکه از نظر ما کهن ترین تصاویر دینی ایران را می نمایانند که متعلق به زمانی هستند که یشت ها، یعنی کهن ترین بخش های اوستا، شفاها به زبان لکی وجود آمدند."
پیدا شدن بسیای از این گونه چیزها در گورها، بی گمان، نشان دهنده ی این می باشند که آنها با آیین به خاک سپاری مردگان در پیوند می بوده اند. بس آشکار است که این گونه هنر در سپهر بُت سازی دینی می بوده است.
سروش تنها ایزدی نبود که در لکستان ستایش می شد. پرستش سروش، در پیوند با پرستش با خواهرش اَشی یا اَرد، اَهریشوَنگ، اَشی خوب بود. نیک دانیم اَشی خوب، همانا، ایزد بانویی است که نمایانگر توانایی و بخشش بُوَد. در اوستا از اَشی خوب چنان چون زنی بس پُرتوان، خوش اندام و آزاده نژاد یاد بشده. اَشی خوب نیز دخت اورمزد و سپندارمز بشمار آورده اند و از شخصیت های مینوی می باشد که به هنگام زاده شدن اشو زرتشت، در جای زایش می بوده. در هنر، نشانه و نمودار این ایزد بانو، همانا، فرشته ی بالداری است که دو غزال را پشتیبانی می کند. شادروان گیرشمن از ایزد ناشناسی نیز یاد می کند که در لکستان یافت بشده که میان دو نیم تنه ی اسپ جای گرفته. این اسپ ها گاهی بالدارند.
نیز در لکستان تندیس های کوچک برنزی یافت بشده اند که به گونه ی خدایانی هستند که در دگر جاها نیز یافت بشده اند و در لکستان این تندیس ها نشانه ی نیروی خدایی هستند. پیکر هایشان به گونه ی استوانه ی میان تهی هستند و رخت شان به مانند ایزد سروش می باشند که از شانه هایش دو خروس بر آمده اند و به مانند سروش نَه مَرد که زن می باشند و با دست هایشان دو پستان خود را در دست گرفته اند. گاهی نیز برهنه و بدون رخت می باشند و گاهی کلاهی به گونه ی هرم بر سر دارند.

==
هنر ایران زمین: هنر لکستان: پاره ی دویوم
در گفتار نخست از میله های برنزی گفتگو بشد. گونه ی دیگری از میله های برنزی آنهایی هستند که در پایان آنها رویه ی گِردی بُوَد و در میان رویه ها آدمی به گونه ی برجسته دیده می شود. بیشتر این گونه میله ها را باستان شناسان در میان درزهای سنگ های نیایشگاه ها و گاهی نیز در میان خود دیوار یافته اند. باور بر این است که این گونه چیزها، به مانند ترکش ها و سپرها، به گونه ی پیمان ("نذری") در نیایشگاه ها نهاده شده بودند.
شادروان گیرشمن، گزارشی از یافتن این چیزها بدست کسی بنام اشمیت را در نسک پر گوهر خویش "هنر ایران"، بدست می دهد:
"در کوهدشت عبادتگاهی پیدا شد، که دیوارهای آن با سنگ های نتراشیده ساخته شده بود، و بعضی دیگر برای اولین بار پیدا می شد، و جالب ترین آنها میله هایی بود، که به صفحه ی مدوری منتهی می شد، و روی آنها موضوع های دینی رسم شده بود، و یا مجسمه های کوچکی بود از مرد، یا زن، و یا آینه های برنزی، و مهرهای استوانه ای شکل، پیدا شده
=این که چیزی از اسپ در آنجا یافت نشده است بس آشکار بُوَد: آنچه در پیوند با اسپ می باشد، در پیوند با به خاک سپردن مردگان می گردید، و در درون گورها میرفتند. همزمان، آن چیزهایی که در پیوند با نیایش بود به نیایشگاه ها راه می یافتند.
گیرشمن بر این باور بود که چهره هایی که به گونه ی برجسته در میان این رویه ها دیده می شوند، همانا، با زبان خود او، چهره ی ایزد مادر "کشورهای آسیانی" باشد، که از آسیای کوچک تا شوش پرستش می شد. شاید این ایزد کهن که نمایانگر آبادانی و بارداری بود،در این زمان به گونه ی ایزد "اشی"، خواهر خدای سروش در آمده باشد و گیرشمن نویسد، "این همان ایزدی است که در گورها نیز دیده شده. این فرض را دلیل های دیگری نیز تائید می کند. برای نمونه ماهی واناری که در کنار این رویه ی گرد دیده می شوند نیز از نمودارهای این ایزد می باشند."
گاهی این ایزد را با شیر یا بزهای کوهی نیز نشان داده اند. زنانی که خواستار باردار شدن هستند برای این ایزد به این گونه "نذر" می کنند که نگاری از آن ایزد بانو به هنگام زاییدن نوزادی را بر روی میله می کشند و در نیایشگاه می نهند. در میان میله های یافته شده، برای نمونه شیر دو سر و یا نگار ماری که از دم آنرا گرفته اند، یافت شده اند.
همچنین در لکستان رویه ای سیمین، آفریده شده در سده ی هشت تا هفت پیش از زایش، یافت بشده که اکنون در موزه ی سین سیناتی نگاهداری می شود و نگار زروان که هم مرد و هم زن است در میان آن دیده می شود. و در کنار آن نگار دادن برسم به پسرهای جفت خدای نخستین دیده می شود.
نیک دانیم زَرون در اوستا، همانا، به معنای زمان بُوَد. زروان در پاره ای جاها به معنای ایزد زمانه ی بی کران بیامده. چونی های داده شده به ایزد زروان در اوستا دَر ِغَ ء درنگ ء، اَکرَنَ ء بی کران ء، دَر ِغوخوازات ء زمان درنگ ایزد، دَراجَه ء دراز ء و فنا ناپزیر یا جاودانی می باشند.
==
"زروان"، دکتر ژاله آموزگار به درستی در "تاریخ اساطیری ایران" نویسد، "در اوستا نام خدای کم اهمیتی است، ولی در متنهای لکی(پهلوی )که نشان دهنده ی سنت دوران ساسانی است شخصیت برجسته ای می یابد. از لحاظ قدمت، در برخی از متون او را همچون اورمزد و اهریمن، قدیم به شمار آورده اند، چون ایزد زمان آغاز ندارد و خود آغاز همه چیز است. گاهی نیز صراحتا آفریدهء اورمزد ذکر شده است.
در یورش دوم اهریمن به آفرینش، اورمزد از ایزد زمان می خواهد که آفرینش را به حرکت در آورد و به این ترتیب، قرار و زمان جهان از اوست. سرنوشت آدمیان به دست این ایزد تعیین می شود. سپهر را که همچون چرخی دانسته اند و گاهی آن را خدایی مستقل به شمار آورده اند، تن زروان فرض کرده اند."
زروان در این کار یافته شده در لکستان را در میان سه گروه جوان، بالغ و پیر که نشان دهنده ی سه دوران زندگی در روی زمین می باشد دیده می شود که با خود دسته های نخل می آورند. به گمان گیرشمن، این دسته های نخل "نشانهء تسلط بر جهان" است. در این جا کسان از روبرو نشان داده شده اند. این "شگرد" را در هنر پارت نیز خواهیم دید. گیرشمن بر این باور بود آن کسان که در سوی راست زروان هستد، "…مظاهری از زروان هستند که برسم هستند که برسم را به دو قلوهایی که "خدای دو جنسی" به وجود آورده است، می دهند."
در میان چیزهای یافته شده در گورهای لکستان، تندیس های انسان هایی که به ستایش می باشند را می بینیم. شاید این تندیس ها نمایانگر خود کس مرده می بوده که باید پاسخ گوی ایزد سروش بُوَد. در این تندیس ها که دست ها به بالا برده رفته اند، ستایش کنندگان، خواه زن یا مرد باشند، برهنه نشان داده شده اند. این کسان جنگ افزاری در دست ندارند و همگی بر سر کلاه دارند.
در موزه ی تهران تندیسی یافته شده در "پشت کوه" در بخش کوهدشت لکستان نگهداری می شود. بر روی رخت و زیر منگوله های این تندیس، نبشته ای در پنج رج یافت می شود. برگردان این نبشته را گیرشمن چنین بازگو می کند:
"خدای شهر دوسو تیرکازی، از معبد تومآینا، در شهر بورسه سه سو. مردوک، پسر سولمان آزریدو، حاکم تومیل، آن را در نیایشگاهش آورد و در آنجا نگاه بداشت."
تومیل یا سرمیل نامی در غرب شهرستان کوهدشت است که در سروده های فال باستانی چهل سرود بسیار از ان یاد شده




نوع مطلب : اساطیر اقوام لک زبان، تاریخ مردم شناسی اقوام لک زبان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب