تبلیغات
نشریه استان لکستان - تمدن ماد میانی(لک) یا همان کاسیان هر وقت نام لک میانی یا ماد میانی شد منظور همان کاسی است
 
درباره وبلاگ


اقوام لک زبان
معرفی قوم لر به عنوان بزرگترین قوم لک زبان
قوم لر یکی از اقوام لک زبانی است که در زاگرس زندگی میکنند
که از قواعد ودستور زبان لکی استفاده میکنند
در کتاب جامعه شناسی کنگره آمریکا لر بزرگترین قوم لک زبان معرفی شده که به دو گویش بهداروندی(بختیاری)و اندیمشکی تکلم میکنند زبان لکی دارای گویش های متفاوتی است که هم مانند هر زبان دیگری دارای گویش های متفاوتی است در زبان آلمانی گویش هانفری ومونیخی که از دستور زبان و قواعد زبان المانی استفاده میکنند اما هیچ گاه گویش هم را متوجه نمی شوند این از ساختار های زبانی است که با داشتن قواعد ودستور زبان یکسان گویش ها متفاوت باشند دلیل آن لهجه و واژگان هر گویش است زبان لکی دارای١٢گویش در سراسر جهان است که از ساختار ودستور زبان لکی استفاده میکنند زبان لکی از زبان های در جهخان است که دارای کد استاندارد زبانی از سوی نهاد زبان شناسی سازمان ملل است از تقسیمات زبانی این است که براساس دستور زبان وقواعد وگرامری حدود یک زبان مشخص میگردد

مدیر وبلاگ : ایران لکستانی
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نشریه استان لکستان
استان لکستان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

تمدن ماد میانی(لک) یا همان کاسیان هر وقت نام لک میانی یا ماد میانی شد منظور همان کاسی است

کمتر کسی در مورد کاسیان و ارتباطشان با واژه ماد مورد تحقیق قرار داده است واژه کاسی واژه ای است که به مردمانی اطلاق شد که معادن فلزاتی که مفرق را از ان مساختند که اشوریان وتازیان به آنها القاب لک و امادینه یا مردمان معادن را دادند این القاب که نشانه حرفه انهاست که امروزه بیشتر نام فامیل ایرانیان حرفه ای است که نیای ان فامیل برخورد دار بوده است مثلا چای چی یا فلاحت پیشه اما نامی که به این اقوام یا کاسی یا ماد داده شد گویای نژاد این مردم گرامی نبوده ودر اصل یکی هستند و مردمان اقوام لک زبان از بازماندگان این نژاد پرتو(آریایی) هستند این مردمان با دستور زبانی خاص و واژگانی خاص تا بحال خود را از انحلال و مخلوط شدن در سایر اقوام حفظ کرده اند در گذشته تنها مدارکی دال بر مادر تمدنی نژاد ایرانی را دارد می شود به گات های اشو زرتشت اشاره کرد که با واژگان کلیدی زبان لکی نوشته شده اند که تنها این واژگان در زبان لکی موجود است حتی در پارسی کهن عاری از این واژگان میباشد مثلا هور که نه در پارسی کهن هست نه در دری و پشتون واردو وکردی این واژه به کرات در گاتها استفاده شده است که خود گویای تولد زرتشت در لک کوچک یا همان ماد کوچک آذرپادگان میباشد 
در زیل مختصری در مورد حکومت ماد میانی یا لک میانی یا کاسی صحبت میکنیم
یكی از اقوام ایران باستان كه در دامنه‌های زاگرس و درة سیمره سكونت داشته‌اند دولت متمدن كاسیان بوده است، این قوم بیش از 500 سال در بین‌النهرین سلطنت كرده‌اند. عده‌ای كثیری از محققین مكان اصلی كاسی‌ها را كوههای زاگرس در شمال و غرب لرستان یعنی لكستان می‌دانند . عیلامی‌ها به این قوم كاسی و آشوریان آنان را با نام كاشو می‌شناختند . رئیس این قوم «گانداش»[1] نام داشت . آثار زیادی از این قوم در مناطق زاگرس و درة سیمره در شهرهایی چون نهاوند ، هرسین ، نور‌آباد ، خاوه ، الشتر، كوهدشت و … به دست آمده است و این آثار نشان می‌دهد كه به احتمال زیاد كاسیان همان اجداد قوم كهن لك هستند .

در كتاب هرسین در گستره‌ی تاریخ در این خصوص آمده: « كاسیان اسب را رام كرده بودند و به مردم بین‌النهرین نیز آموختند. كاسی‌ها قومی جنگجو بودند و در گورستانهای آنان خنجر و پیكان زیادی دیده می‌شود و در هیچ نقطه‌ای از ایران به اندازة مناطق زاگرس و درة سیمره سلاحهای جنگی پیدا نشده است.»[2]

كاسیان به دست دولت عیلام سرنگون شد

قوم كاسی پس از سالها حكومت در سدة 12.ق میلادی ضعیف شدند و به دست دولت قدرتمند عیلام حكومت آنان منقرض گردید . عیلام نخستین دولتی بود كه هنگامی كه كاسیان هنوز به شدت بابل را تحت اشغال داشتند نیرو گرفت و آخرین ضربت خود را وارد آورد . همچنین آثار به جای مانده از مادها بیانگر این است كه لكستان به عنوان قسمتی از ماد محسوب می‌شده است . آثاری چون دخمه‌های دهنو روستای اسحق‌وند هرسین كه پیكره مرد مادی در بالای كوه آن روستا شاهدی بر این مورد است .

606178_aANcoFQT

در كتاب هرسین در گستره‌ی تاریخ به نقل از دكتر اسمیت آمده: « داریوش شاه هخامنشی در تاریخی كه با هفتم مهر ماه سال 522 ق. م برابر می‌باشد در محلی به نام سی‌گایوواتیش در سرزمین ماد محبوس حیله‌گر كه خود را بردیا یا برادر كمبوچه معرفی كرد به جزای ناشایست مأخوذ داشت و سپس به قتل آورد» این محقق معتقد است كه سكاوند همان محل سی‌گایو واتیش می‌باشد كه نزدیك هرسین جاده جدید خرم‌آباد چند نقش از دوران ساسانی یافت شده كه مهمترین آنان لوحه‌ای است كه به صورت عمودی روی دامنه كوهی شبیه به نقوش برجسته بیستون كرمانشاه تراشیده شده است ، به علاوه سكویی با پلكان دیده می‌شود كه از یك پارچه سنگ است و شباهت به نمونه هم نوع خود در پاسارگاد تخت جمشید را دارد .

دكتر پرویز رجبی در كتاب تاریخ ایران باستان می‌نویسد[3]:

« وقتی مهاجران آریایی به فلات مركزی ایران رسیدند تمدنهای مختلفی در این منطقه سكونت داشتند معروفترین این تمدنها عبارتند از :

1 ـ تمدن اوراتور در حدود درة ارس و دریاچة وان

2 ـ تمدن آشور در بین‌النهرین و نواحی غربی جبال زاگرس

3 ـ تمدن عیلام در نواحی جنوب غربی فلات ایران

علاوه بر این تمدنها در فلات ایران بومیانی حضور داشتند كه سابقه آنان به هزاره سوم پیش از میلاد می‌رسید، از جمله این اقوام گوتی‌ها، لولوبی‌ها ، میتانی‌ها ، هیتی‌ها و قوم كاسی‌ها یا همان بومیان درة مهرگان سیمره كه به احتمال زیاد اجداد قوم لك هستند و مهاجرین به خصوص پارسها و مادها تحت تأثیر تمدّن و فرهنگ آنان واقع شدند.

قدیمی‌ترین مراجعی كه در آنها ذكر كاسیان و زبان آنها آمده، متون مربوط به قرن 24 ق.م می‌باشد« برابر تحقیق دیاكونف اسامی نخستین سلاطین كاسیان و مدت سلطنت آنها به تقریب آمده است. اولین آنها گانداش بود كه تقریباً از 1741 تا 1726 ق.م و آخرین اورشی گورماش بود كه تقریباً پایان قرن 17 ق.م حكومت كردند.»[4] آری كاسیان متمدّن‌ترین ملل عصر خود بوده‌اند، این قوم بدون آنكه سرزمین كوهستانی خویش را (زاگرس و درة سیمره ) فراموش نمایند بر بابلی‌ها تاختند و قرن‌ها بر آنان حكومت كردند . شاید اولین قومی بودند كه از اسب استفاده نموده‌اند و آنان بودند كه برای ساكنین بین‌النهرین سفلی كه جز الاغ حیوان دیگری نمی‌شناختند اسب آماده كردند و به همین مناسبت اهالی بین‌النهرین سفلی به اسب نام خر كوهستانی دادند.

ایزد پناه می‌نویسد: « آشوریها عرابه‌های خود را با اسب‌های كاسیان به حركت در‌می‌آوردند،كاسی‌ها در دوران تسلط بر بابل از تمدن بابلیها نیز استفاده كردند و خط آنان را پذیرفتند. آداب و عادات و اخلاق بابلیان را فرا گرفته و با خویش به سرزمین كوهستانی خود در زاگرس و درة سیمره آوردند.[5]»

راجع به كیش كاسی‌ها دیاكونف در كتاب تاریخ ماد می‌نویسد:« از جمله خدایان كاسیان یكی كاشواست كه ظاهراً خدای قبیله كاسیان سیمره می‌بوده ، دیگر شیمالی الهه كوهستانی كه نام دیگر او شیبارو بود ، شوكاسون خدای آتش زیرزمینی و حامی سلاله شاهی بود. خدایان دیگر عبارت بودند ازهاربه ، شیخو وخدای خورشید، ساخ و یا شوریاش.» [6]

نام كاسیان چنانكه بعدها توسط «استرابون»[7] یاد شده به منزله میراثی است از سكنه بسیار قدیم ناحیة زاگرس میانی غرب و جنوب غربی ایران. در كتاب لرستان و تاریخ قوم كاسیت به قول از راولینسون آمده: « واژه كاسی به شكل كوسایورلیی بوده و در زمان اسكندر یونانیان به مردم زاگرس و درة سیمره اطلاق می‌كرده‌اند.»[8]

« كاسی‌ها مردمی بودند كه در كوههای زاگرس در جنوب كرمانشاه و غرب لرستان مسكن داشتند و یونانیان آنها را آكسیان نامیده‌اند .» [9] این همان مسكن امروزی قوم لك است.

قبایل ساكن در ناحیه كوهستانی زاگرس واقع میان ماد و عیلام در زاگرس مركزی و درة سیمره به نام كاسیت مشهور بودند .

بر طبق پژوهش دیاكونف دانشمند روسی محل سكونت كاسیان ( در زبان آكدی ، كاشی) از قدیم تا فتح ایران به دست اسكندر مقدونی ، بخش علیای رودهایی بود كه دره‌های آنها در عهد باستان ، كشور عیلام را تشكیل می‌دادند .

علی‌محمد ساكی می‌نویسد:« شش شهریار كاسیت بر سرزمین بابل فرمانروایی كردند كه مقتدر‌ترین این شهریاران در بابل اگوكاكریم بود ».[10] سلسله كاسیت‌ها در بابل بلاخره به وسیله شاهان عیلام منقرض و این قوم به ناچار به زادگاه كوهستانی خود در یعنی زاگرس مركزی باز گشتند. یكی از خدایان آنها هُوَرْدای نام داشت (به زبان لكی یعنی طلوع خورشید) این كلمه ( هُوَرْ ) امروزه فقط در زبان لكی وجود دارد و به معنی خورشید است. بدون تردید بعد از امپراطوری عیلام باید دولت كاسیان را بزرگترین امپراطوری ایرانی در غرب آسیا به شمار آورد . آثار فرهنگ و تمدن طلایی آنان (به خصوص ساخت مفرغ ) به دولت‌های ماد و هخامنشی به نیمة هزارة اول پیش از میلاد منتقل گردید و دولتهای اخیر وارث بلافصل فرهنگ و هنر كاسیان شدند و از آن تأثیرات عمیقی را پذیرفتند.

[1] – گانداش gandash
[2] – رحیمی ، كیومرث، هرسین در گستره‌ی تاریخ ، انتشارات كوثر، 1379، بی جا.
[3] – رجبی ، پرویز، تاریخ ایران باستان ، ج اول.
[4] – سعیدیان، عبدالحسین، سرزمین و مردم ایران ، انتشارات علم و زندگی،1369.
[5] – ایزدپناه، حمید ، آثار باستانی و تاریخی لرستان ، ج اول ، انتشارات آثار و مفاخر فرهنگی، 1377.
[6] – سهرابی ، محمد، لرستان و تاریخ قوم كاسیت ، انتشارات افلاك، فروردین 1376 .
[7] – استرابون strabon
[8] – پیرنیا ، حسن ، تاریخ قدیم ایران باستان ، انتشارات دنیای كتاب، تهران 1362.
[9] – دومورگان، ژاك ، هیئت علمی فرانسه در ایران ، جلد 2.
[10] – ساكی، علی محمد،جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان ، پیشین.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب