تبلیغات
نشریه استان لکستان - موجودی خونخوار و موحش در لکستان
 
نشریه استان لکستان
استان لکستان
درباره وبلاگ


اقوام لک زبان
معرفی قوم لر به عنوان بزرگترین قوم لک زبان
قوم لر یکی از اقوام لک زبانی است که در زاگرس زندگی میکنند
که از قواعد ودستور زبان لکی استفاده میکنند
در کتاب جامعه شناسی کنگره آمریکا لر بزرگترین قوم لک زبان معرفی شده که به دو گویش بهداروندی(بختیاری)و اندیمشکی تکلم میکنند زبان لکی دارای گویش های متفاوتی است که هم مانند هر زبان دیگری دارای گویش های متفاوتی است در زبان آلمانی گویش هانفری ومونیخی که از دستور زبان و قواعد زبان المانی استفاده میکنند اما هیچ گاه گویش هم را متوجه نمی شوند این از ساختار های زبانی است که با داشتن قواعد ودستور زبان یکسان گویش ها متفاوت باشند دلیل آن لهجه و واژگان هر گویش است زبان لکی دارای١٢گویش در سراسر جهان است که از ساختار ودستور زبان لکی استفاده میکنند زبان لکی از زبان های در جهخان است که دارای کد استاندارد زبانی از سوی نهاد زبان شناسی سازمان ملل است از تقسیمات زبانی این است که براساس دستور زبان وقواعد وگرامری حدود یک زبان مشخص میگردد

مدیر وبلاگ : عصیان لکستانی
مطالب اخیر
نویسندگان
‍ ماجرای موجودی به نام ((koelazh)کولژ آدم خوار لکستان

کولژ موجودی دورگه بین گربه سانی بزرگ وسگسانی بزرگ است مثل پلنگ و کفتار راه راه  
خیلی‌ها با واژه گرگ آدمخوار، آشنایی دارند و شاید هم بارها خواسته یا ناخواسته آن را نیز به کار برده‌اند
. به عنوان مثال شنیده‌اید که برخی پدرها و مادرها یا بزرگ‌ترها، برای نهی و ترساندن کودکان از کاری به آنان می‌گفتند
: اگر این کار را انجام دهی، می گم  گرگه تو را بخوره!
شاید اغلب مردم این امر را افسانه‌ای بیش ندانند اما برای اهالی آبدانان داستان 
کولژ آدمخوار در خطه لکستان، یک حقیقت غیر قابل انکار است که  داغ ناشی از
 این حادثه شگرف و تلخ، هنوز در دل تعدادی از این مردم جا دارد.  به استناد
 سندهای معتبر، در سال‌های 1318 تا 1322 خورشیدی منطقه آبدانان خطه لکستان و بخشی از شهرستان دهلران لکستان، در سایه وحشتناک موجودی وحشی قرار داشت  که صدها نفر را با دندان‌های تیز و بی رحم خود دریده و خورده و تعداد زیادی را هم مجروح کرده است.
جمشید حرمی از فرهنگیان آبدانانی که کتابی درباره این جانور خونخوار با نام «کولژ» منتشر کرده درباره ویژگی‌های آن نوشته است:«بر پایه گزارش‌های موثق و موجه  افرادی که خود مورد حمله این موجود قرار گرفته‌اند، این حیوان وحشتناک دارای موهایی نرم و زرد رنگ با نقطه‌های سیاه  به طول سه متر و ارتفاع یک و نیم متر، با دمی به طول 80 سانتیمتر، دستانی کوتاه و کلفت، جثه‌ای بزرگ و کله‌ای به نسبت کوچک بوده که بیشتر به ببرهای آسیایی شباهت داشته است. از دیگر ویژگی‌های این جانور وحشی شتاب تند و جهش تیز، مهارت فوق‌العاده در شنا کردن، هیبت ترسناک و منحصر به فرد و وحشت زیاد سگ‌ها از آن بود. شکار کودکان یک تا 13 ساله، مهارت بالا در ربایش کودکان از دامن مادران و پدران، بوی بسیار بد و متعفن دهان، خودداری از خوردن گوشت دام‌ها و دیگر جانداران، استفاده مطلق از گوشت انسان از جمله دیگر مشخصه‌های گرگ آدمخوار آبدانان بود.»
والدین برای حفظ جان فرزندان خود از حمله این حیوان، آنان را به صورت سری به هم بسته و یک سر طناب را به ستون سیاه چادر و سر دیگر آن را در دست می‌گرفتند و تا صبح بیدار می‌ماندند.
 رعب و وحشت و ماتم و عزا در طول سال‌های 1318 تا 1321 آبدانان را فرا گرفته و هیچکس از دست این دزد بی‌رحم در امان نبود. بر پایه اسناد موجود ، در این دوره زمانی 5 ساله نزدیک به 800 نفر از کودکان و میانسالان آبدانان، دهلران و قسمت هایی ازشرق لکستان را خورده  یا زخمی کرد.

مناطق «ژیور» و «گل گل»، «شلت» و «سیاه گاو» به علت وجود دره‌های ژرف، رودخانه‌های زیاد، بیشه زارهای فراوان، جنگل‌های انبوه و تپه ماهورهای بی‌شمار محل پنهان شدن و استراحت روزانه گرگ آدمخوار بود و  بارها رهگذران این حیوان را در مناطق ذکر شده دیده بودند
کشت کولژ آدمخوار مستلزم جرأت زیاد، تجربه ممتد و قدرت بدنی فوق العاده است که گویا این صفات در وجود کربلایی «باباخان پوراحمدی» از اهالی منطقه گرمسیری آبدانان متجلی شده بود. او كه هیچ‌گاه بدون تفنگ سر بر بالین نمی‌گذاشت، تصمیم می‌گیرد که شر این شرور را از سر مردم کوتاه کند و انتقام این همه کودک را از او بگیرد  شبی از شب‌های سرد زمستان سال 1321 از قضای الهی،کولژ مهمان کربلایی باباخان می‌شود، دو شکارچی رو در روی هم قرار می‌گیرند! در یک سو مرد با تفنگی پر از سرب گداخته و اراده پولادین و در طرف دیگر، دندان‌های تیز و شکمی گرسنه و کام خشک برای مکیدن خون بندگان خدا. جانور در حال فشردن گلوی فرزند خفته در آغوش مهربان مادر است که صفیر غرش دو گلوله پی‌در‌پی، فضای سیاه چادر را ملتهب و آرامش آبادی را در هم می‌ریزد.  جانور در کمال ناباوری به هوا پرتاب و جلوی آشیانه عشایری کربلایی باباخان نقش بر زمین می‌شود و سرانجام پس از سال‌ها خونخواری، تسلیم مرگ می‌شود.  هلهله زنان خانه به آسمان شب بلند می‌شود، مرد خانه چند گلوله به نشانه شادی به هوا شلیک می‌کند.خبر مرگ هیولای وحشت همه‌جا را فرا می‌گیرد. 13 مرد ایل لاشه متعفن حیوان را جابه جا می‌کنند و با کارد انتقام شکم او را سفره كرده و ده‌ها زنگوله و مهره‌های سبز و آبی که زینت بخش گردن کودکان معصوم بود از شکم گرگ آدمخوار بیرون آورده می‌شود.» و این چنین ماجرای کولژ آدمخوارلکستان به پایان می‌رسد.
 بهتر است بدانید که مردم لکستان این حیوان را موجودی دورگه بین پلنگ وکفتار میدانند که نام آن را کولژ مینامند که این حیوان بسیار وحشی و خون ریز است که بخاطر دارا بود هردو ویژگی گربه سان وسگ سان رعب بسیاری ایجاد میکند سگسانان قادرند مسافت طولانی را بدوند و گربه سانان در  هوش وشکار مهارت بالایی دارند این دو ویژگی این موجود را خوف ناک ترین موجود لکستان کرده است به دلیل نداشت عکس  مجبورشدم از عکس دورگه گرگ کفتار  استفاده کنم   اما خودم شخصا چند بار کولژ  رادیده ام ویک بار جسدش را از نزدیک دیده ام با درود نشریه لکستان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :