تبلیغات
نشریه استان لکستان - ​آیا فرعون زمان موسی (ع) از اقوام لک زبان بوده؟؟
 
نشریه استان لکستان
استان لکستان
درباره وبلاگ


اقوام لک زبان
معرفی قوم لر به عنوان بزرگترین قوم لک زبان
قوم لر یکی از اقوام لک زبانی است که در زاگرس زندگی میکنند
که از قواعد ودستور زبان لکی استفاده میکنند
در کتاب جامعه شناسی کنگره آمریکا لر بزرگترین قوم لک زبان معرفی شده که به دو گویش بهداروندی(بختیاری)و اندیمشکی تکلم میکنند زبان لکی دارای گویش های متفاوتی است که هم مانند هر زبان دیگری دارای گویش های متفاوتی است در زبان آلمانی گویش هانفری ومونیخی که از دستور زبان و قواعد زبان المانی استفاده میکنند اما هیچ گاه گویش هم را متوجه نمی شوند این از ساختار های زبانی است که با داشتن قواعد ودستور زبان یکسان گویش ها متفاوت باشند دلیل آن لهجه و واژگان هر گویش است زبان لکی دارای١٢گویش در سراسر جهان است که از ساختار ودستور زبان لکی استفاده میکنند زبان لکی از زبان های در جهخان است که دارای کد استاندارد زبانی از سوی نهاد زبان شناسی سازمان ملل است از تقسیمات زبانی این است که براساس دستور زبان وقواعد وگرامری حدود یک زبان مشخص میگردد

مدیر وبلاگ : عصیان لکستانی
مطالب اخیر
نویسندگان


آیا فرعون زمان موسی (ع) از اقوام لک زبان بوده؟؟؟؟؟؟ نویسنده مجتبی آزادبخت

ابتدا برای پاسخ به این پرسش ما باید زمان وتاریخ زندگی موسی را بدانیم 

و بدانیم در آن زمان چه خاندان یا قومی بر ایران حاکم بوده اند

خب موسی در ۳۸۰۰سال پیش میزیسته یعنی زمان کاسیان عه چه جالب 

یعنی همون زمان که آگامنون به ایران حمله کرد خب پس اول باید 

درمورد کاسیان لک به ما اطلاعات بدی خب

....چشم قبل گفتن پاسخ مطلب کاسیان لک رو براتون میزارم

كه تقریباً پایان قرن 17 ق.م حكومت كردند.»[4] آری كاسیان متمدّن‌ترین ملل عصر خود بوده‌اند، این قوم بدون آنكه سرزمین كوهستانی خویش را (زاگرس و درة سیمره ) فراموش نمایند بر بابلی‌ها تاختند و قرن‌ها بر آنان حكومت كردند . شاید اولین قومی بودند كه از اسب استفاده نموده‌اند و آنان بودند كه برای ساكنین بین‌النهرین سفلی كه جز الاغ حیوان دیگری نمی‌شناختند اسب آماده كردند و به همین مناسبت اهالی بین‌النهرین سفلی به اسب نام خر كوهستانی دادند.

ایزد پناه می‌نویسد: « آشوریها عرابه‌های خود را با اسب‌های كاسیان به حركت در‌می‌آوردند،كاسی‌ها در دوران تسلط بر بابل از تمدن بابلیها نیز استفاده كردند و خط آنان را پذیرفتند. آداب و عادات و اخلاق بابلیان را فرا گرفته و با خویش به سرزمین كوهستانی خود در زاگرس و درة سیمره آوردند.[5]»

راجع به كیش كاسی‌ها دیاكونف در كتاب تاریخ ماد می‌نویسد:« از جمله خدایان كاسیان یكی كاشواست كه ظاهراً خدای قبیله كاسیان سیمره می‌بوده ، دیگر شیمالی الهه كوهستانی كه نام دیگر او شیبارو بود ، شوكاسون خدای آتش زیرزمینی و حامی سلاله شاهی بود. خدایان دیگر عبارت بودند ازهاربه ، شیخو وخدای خورشید، ساخ و یا شوریاش.» [6]

نام كاسیان چنانكه بعدها توسط «استرابون»[7] یاد شده به منزله میراثی است از سكنه بسیار قدیم ناحیة زاگرس میانی غرب و جنوب غربی ایران. در كتاب لرستان و تاریخ قوم كاسیت به قول از راولینسون آمده: « واژه كاسی به شكل كوسایورلیی بوده و در زمان اسكندر یونانیان به مردم زاگرس و درة سیمره اطلاق می‌كرده‌اند.»[8]

« كاسی‌ها مردمی بودند كه در كوههای زاگرس در جنوب كرمانشاه و غرب لرستان مسكن داشتند و یونانیان آنها را آكسیان نامیده‌اند .» [9] این همان مسكن امروزی قوم لك است.

قبایل ساكن در ناحیه كوهستانی زاگرس واقع میان ماد و عیلام در زاگرس مركزی و درة سیمره به نام كاسیت مشهور بودند .

بر طبق پژوهش دیاكونف دانشمند روسی محل سكونت كاسیان ( در زبان آكدی ، كاشی) از قدیم تا فتح ایران به دست اسكندر مقدونی ، بخش علیای رودهایی بود كه دره‌های آنها در عهد باستان ، كشور عیلام را تشكیل می‌دادند .

علی‌محمد ساكی می‌نویسد:« شش شهریار كاسیت بر سرزمین بابل فرمانروایی كردند كه مقتدر‌ترین این شهریاران در بابل اگوكاكریم بود ».[10] سلسله كاسیت‌ها در بابل بلاخره به وسیله شاهان عیلام منقرض و این قوم به ناچار به زادگاه كوهستانی خود در یعنی زاگرس مركزی باز گشتند. یكی از خدایان آنها هُوَرْدای نام داشت (به زبان لكی یعنی طلوع خورشید) این كلمه ( هُوَرْ ) امروزه فقط در زبان لكی وجود دارد و به معنی خورشید است. بدون تردید بعد از امپراطوری عیلام باید دولت كاسیان را بزرگترین امپراطوری ایرانی در غرب آسیا به شمار آورد . آثار فرهنگ و تمدن طلایی آنان (به خصوص ساخت مفرغ ) به دولت‌های ماد و هخامنشی به نیمة هزارة اول پیش از میلاد منتقل گردید و دولتهای اخیر وارث بلافصل فرهنگ و هنر كاسیان شدند و از آن تأثیرات عمیقی را پذیرفتند.

[1] – گانداش gandash

[2] – رحیمی ، كیومرث، هرسین در گستره‌ی تاریخ ، انتشارات كوثر، 1379، بی جا.

[3] – رجبی ، پرویز، تاریخ ایران باستان ، ج اول.

[4] – سعیدیان، عبدالحسین، سرزمین و مردم ایران ، انتشارات علم و زندگی،1369.

[5] – ایزدپناه، حمید ، آثار باستانی و تاریخی لرستان ، ج اول ، انتشارات آثار و مفاخر فرهنگی، 1377.

[6] – سهرابی ، محمد، لرستان و تاریخ قوم كاسیت ، انتشارات افلاك، فروردین 1376 .

[7] – استرابون strabon

[8] – پیرنیا ، حسن ، تاریخ قدیم ایران باستان ، انتشارات دنیای كتاب، تهران 1362.

[9] – دومورگان، ژاك ، هیئت علمی فرانسه در ایران ، جلد 2.

[10] – ساكی، علی محمد،جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان ، پیشین.

خب اینم معرفی کاسیت لک

خب ما که میدونستیم لک ها بازماندگان کاسیتن

خب برای اینکه ادامه ، بحث فراعه لک رو راحت تر بیان کنم لازمه این مطلب بالا رو حتما بخونید

آیا پژوهش دانشگاه الازهر مصر مبنی بر ایرانی کاسی لک بودن فرعون هم عصر موسی برگی تازه از پژوهش در مورد قوم لک گشوده شده است

ارش بولتن نیوز، پایگاه روزنامه فرامنطقه ای«رای الیوم» نوشت: «سعد الدین الهلالی» استاد فقه تطبیقی دانشگاه الازهر با ادعای اینکه به برخی از منابع دست یافته است که نشان می دهد فرعون زمان موسی که با این حضرت به مجادله برخاست، مصری نبوده بلکه از اهالی ایران و نام او «ولید بن ریان» بوده است.

اما چرا نام معرب را بکار برده کسی نمیداند اما نام فرعون در یونانی رامسس بوده که ایرانی ان رامش می باشد که وزیرش هومن که عزیز مصر زمان موسی است

برای تکمیل ادعا با ما همراه باشید

در ۳۸۰۰قبل یا ۱۸۰۰قبل از میلا مسیح بود که در خانواده ای عبرانی فرزندی به دنیا آمد که به تسلط کاسیان لک بر مصر را برای همیشه از میان برد این نوزاد که همگی منجمان بزرگ منتظر تولدش بودند کسی نبود جز موسی کلیم الله

در این دوره بود که امپراطوری کاسیان که توانسته بودند چندین قرن آسوانی هارا مطیع خود ساخته و بر اناتولی و مصر و حجاز فلات ایران و تا بلاروس را فتح کنند

در این دوره بود که آگامنون ایالت هیلاس یا یونان را از سرزمین کاسیان جداساخته و علم استقلال برافرازد باز به این اکتفا نکرد با اتحاد اخه ایی ها و هلنی ها به مرزهای کاسیان در سواحل مدیترانه یورش برد که پادشاه تئومان به فرماندار لک مصر که هم زمان با موسی بود دستور پاسخگویی داد که طبق گفته قران توسط عذاب الهی در نیل غرق شدونتوانست گامنون را گوش مالی دهد واینگونه بود که مصر به دست رومیان افتاد واعراب تاج وتخت مصر را صاحب شدند که چندین نسل فرمانروای کردند اما چیزی از اهرام سردر نمی آوردند جالب است بدانید که کاسیان لک قبل از اهرام مصر ابتدا اهرام بالکان را پیشتر ساخته بودند اگر وقت باشد اسناد اهرام وسازندگان لک را با سند بیان خواهیم کرد موضوع چالش اکنون فرعونیان لک تبار است

اما هدف از بیان جنگ تروی و وقایع ان این است که بتوانیم طبق وقایع اثبات کنیم فرعون زمان موسی از نژاد اقوام لک کاسی بوده است

در این راه با ماهمراه باشید

زمان زیادی از پژوهش الازهر نمیگذرد که پیرامون ماهیت سلسه نوزدهم فراعنه که نوشته شده ایرانی بوده اما با موشکافی بهتر میشود درک کرد چه تبار وقومیتی داشته در ۳۸۰۰سال قبل کاسیان بر ایران و ربع مسکون جهان حاکم بودند در فیلم جنگ تروی هرچند نام امپراطوری کاسی لک سانسور شد اما بعد از مرگ اشیل سرداری هلنی از اینکه زمان رام کنندگان اسب کاسیان لک میزید شاکرو خرسند است دیودر و هرودت به واضح بیان کرده بودند که تروی یک شاهک مستقل نبوده بلکه شهری مرزی به فرمانداری پریام بند کاسی لک اداره میشده در این زمان رامسس فرماندار لک کاسی اداره میشد

و عزیز مثر هومن که معرب ان هامان که در قران به واضح اسم برده شده خود گویای دقیق سرحدات امپراطوری کاسیان لک میبوده که شامل مصر میشده

سوال

آیا جشن پورین عبرانیان که ضد ایرانی به خاطر قتل ۵۰۰هزار ایرانی در سیزدهمین روز فروردین است که از کشتن هامان و پسرانش خوشحالند همان هامان مصری زمان موسی نیست

سوال بجایی است!

به نظر قول قران فرعون با سپاهش نابود شدکه آل اسراییل از چنگ حاکم کاسی لک گریختند و این نجات را که دشمنانشان از میان رفت را بهترین جشن میدانند اما عامه فکر میکنن جشن پورین قتل عام ایرانیان زمان خشایار شاه است که این اشتباه لفظی بیش نیست چرا که هامان یا هومن زمان خشایار شاه وجود خارجی نداشته

سوال

آیا به غیر از شواهد اساطیری قوم یهود و قرآن از کجا می شود دلایلی تاریخی پیدا کرد که حاکم فرعون لک مصر فرمانداری از جانب پادشاه لک ها بود

#با همراه باشید در چالش اساطیر اقوام لک زبان

زمان زیادی از بازسازی سانسور شده ترو جان یا جنگ تروی نمیگذره

آیا شما فیلم رو که واقع جنگ رو هرچند با سانسوری وحشتناک همراه بود اما دیوارهای دژ تروی با نماد های ایرانی مثل لباس قومولک تزین شده بود

این یعنی چی چرا سردار هلنی از همه دوره بودنش با کاسیان رام کنندگان اسب ابراز خوشنودی میکنه.جنگ لک ها با آخه ایی ها

از زمان شاهنشاه تئوتاموس آغاز می شود در دوره او بود که آخه ایی ها به ایران حمله کردند وشهر تروا را ویران و هکتور به قتل رسید

نبرد تروآ، رویارویی دو اتحادیه اریایی در قلمرو میانی بود

که اتحادیۀ خاوریِ سوبَرتو-آسووا ()و اتحادیۀ باختریِ آخه‌ایی-هلنی)

بود .که در کتب یونای اشاره ای به حاکمیت کاسیان لک بر تروا را کتمان یا نادیده گرفته اند

دیودور، اوسبیوس و نیز بیرونی، آشکارا سخن از حاکمیت دودمانی در کاساندا سر می‌دهند که بانی آن «نینوس» نام داشته است. این فرمانروا و جانشین او (همسرش سمیرامیس) با فتوحات خود در سرزمین‌هایی که سپس‌تر هخامنشیان بر آن حکم راندند، یک فرمانروایی بزرگ را برپا ساخته بودند.(بر پایۀ نقل دیودور از کتاب پرسیکا کتسیاس، داریوش خود را میراث‌دار انوبانی‌نی(شاه لک ها -نینوس داستانی- می‌دانسته است)(نک: حالت ایرانی نام سمیرامیس در کتاب «نیاکان گمشده»)

سوال خب پس در زمان جنگ تروا موسی ظهور کرد بنظرت وجود موسی باعث شکست ما از یونانی ها شده ؟؟؟؟؟

در این زمان بود که تئوتاموس به حاکم مصر رامسس فرمان مقاله میدهد که به دلیل شورش عبرانیان نتوانست خودرا به تروی برساند وقتی پریامبن حاکم تروی از موضوع آگاه میشود به امپراطور نامه مینویسد در حال بود که پریام جهت درخواست کمک در برابر یورش آخه‌ایی‌ها به فرماندهی آگاممنون، نامه‌ای به تئوتاموس می‌نویسد:

«آخه‌ایی‌ها (یونانیان) به قلمرو تو یورش آورده‌اند. ما با آن‌ها در نبرد روبرو شده‌ایم. اکنون پسرم هکتور به همراه بسیاری از فرزندانم کشته شده‌اند. پس نیرویی به سوی ما بفرست و سپهبدی را به هدایت آن بگمار».

(درگیری هیتی‌ها و آخه‌ایی‌ها بر سر «تروآ (ویلوسَ)» نشان می‌دهد میان هیتی، لک هاو آخه‌ایی‌ها نبرد و کشمکش‌های بزرگی وجود داشته است، که در نهایت به نابودی هیتی به فاصلۀ پنج سال پس از آن -1179 پ.م- می‌انجامد.)

تئوتاموس، مِمنُن پسر تیثِن (فرماندار لک پارس، طبق بند 22 از کتاب دوم دیودور) را با سپاهی راهی تروآ می‌کند. اما نیروی کمکی نیز شکست می‌خورد و تروآ به اشغال آخه‌ایی‌ها در می‌آید. یا )

بر پایۀ استور

فرعون کاسی ما رامسس که درگیر جنگی داخلی بود طی حادثه ای طبق قول قران در نیل غرق میشود همرا ۵۰۰هزار سرباز این واقعه بدترین زمان رخ داد درست زمانی که یونانیان با همکاری پسر عموهای آریای لک ا یعنی رومیان موفق به تصرف سواحل شرقی مدیترانه برای ۱۸۰۰سال شدند رومیان که از موضوع مصر آگاهی یافتند گروهی دست نشانده عرب را بر مصر حاکم کردند که طبق تاریخ هرودت سیاه ترین دوران مصر را رقم زدند

خب آیا سند تاریخی هست نشان دهد لک های کاسی موفق تشکیل بزرگترین امپراطوری ایران شده باشند

عجب سوالی اری هست الان برات مدارکی از تاریخ دانان غربی قرار میدم

.که در کتب یونای اشاره ای به حاکمیت کاسیان لک بر تروا را کتمان یا نادیده گرفته اند

دیودور، اوسبیوس و نیز بیرونی، آشکارا سخن از حاکمیت دودمانی در کاساندا سر می‌دهند که بانی آن «نینوس» نام داشته است. این فرمانروا و جانشین او (همسرش سمیرامیس) با فتوحات خود در سرزمین‌هایی که سپس‌تر هخامنشیان بر آن حکم راندند، یک فرمانروایی بزرگ را برپا ساخته بودند.(بر پایۀ نقل دیودور از کتاب پرسیکا کتسیاس، داریوش خود را میراث‌دار انوبانی‌نی(شاه لک ها -نینوس داستانی- می‌دانسته است)(نک: حالت ایرانی نام سمیرامیس در کتاب «نیاکان گمشده»)

حتی هخامنشی بر این امر گاهی داشته اند که خود را با نصبت دادن به نیای لک خخود بر مقدس بودن خویش بی افزایند

این رخداد می‌تواند یادآور جانشینی هُمای (سمیرامیس؟) در پس فرمانروایی بهمن نوۀ گشتاسپ (نینوس داستانی؟، پژواک خاطرۀ فرزند گشتاسپ کیان در قامت انوبا‌نی‌نی) باشد، که داراب یا دارا (داریوش؟ پسر ویشتاسپ هخامنشی) خویشتن را میراث‌دار وی برمی‌شمارد.(در اینجا نمی‌خواهیم وارد بحث «تاریخ روایی» ایران شویم. به همین سبب، کنکاش پیرامون تطبیق این تواریخ را به نوشتاری دیگر وامی‌گذاریم)

«مستوفی» رخدادهای منسوب به همای را همراه نام وی آورده، اما در آغاز نام سمیرامیس را نیز به وی نسبت داده است.

در کتاب نوشته شده: «همای؛ و هی شمیران بنت بهمن...».(شمیران: سمیرامیس؟)

رخدادی که ریشۀ آن، (شاید) اشتباه نگارندۀ کهن در آمیختگی شخصیت این دو زن فرمانروا بوده است. در هر حال، در اینجا هجانگاری ایرانیِ این نام برای ما ارزشمند است.(سورنا فیروزی، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد باستان‌شناسی/ دانشگاه تهران) این دوران را لک باستان می نامیم که کمتر کسی بران آگاهی دارد چون کاری کرده ایم که بر داشته های خود بی خبر وداشته های پوشالی شرق وغرب را به تحسین مینگریم

در ادامه، شخصیت نینوس داستانی تمامی سرزمین‌های تاریخی فلات ایران (پارس، خوارزم، پارت، کرمان و...) را تصرف می‌کند. نینوس از غرب نیز تا کرانه‌های بسفر و نیز مصر پیش می‌رود. پس از نینوس، همسر او سمیرامیس بر تخت می‌نشیند. در پس وی نیز فرمانروایان دیگری روی کار می‌آیند، مانند اریه (اریوس)، اخشیرش/ خشیارشا (xerxes)، ارمَه‌میثره، شوش‌ارمه؟ (سوسارموس)، میثرَ..؟ (میترائوس) و..

رخدادهایی در تعیین زمانۀ حکومت این جانشینان اهمیت دارد:

1- زندگی پرسئوس نیای هرا-کلس (هرکول) به دوران بلخوس (هجدهمین فرمانروا)، که 534 سال پس از نینوس به قدرت رسید.

2- ماجرای کشتی آرگو و هرکول، در زمان فرمانروایی پانیاس (بیست و سومین فرمانروا) رخ داده است. هرکول پیش از نبرد تروآ می‌زیسته و به دوران رونق این شهر، سفری به آن داشته است. هرودت نیز زمانۀ زیست هرکول را 900 سال پیش از عصر خود می‌داند.

3- جنگ تروآ (به انگلیسی: Trojan War) و تسلیم آن به آگاممنون، به دوران تئوتاموس (فرمانروای بیست و ششم) رخ می‌دهد. اوسبیوس به نقل از کفالیون می‌گوید، «پریام والیِ تئوتاموس و فرماندار تروآ بود، نه یک شاه محلیِ مستقل».

این نقشه شاهنشاهی کاسیان لک زما نینوس بزرگ





نوع مطلب : اساطیر اقوام لک زبان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :